ما ناچار بوديم عبادت را معنا كنيم ولى اكنون كه دليلى بر اين مطلب نداريم ، نيازى به مطرح كردن معناى عبادت نمىبينيم . ما در ارتباط با عنوان محلّ نزاع بحث داريم .
البته چون مقرِّبيت ، منافات با مبغوضيّت دارد ، ناچاريم خصوصيتى را در مورد محلّ نزاع قائل شويم كه پيرامون آن بحث خواهيم كرد .
اشكال بر كلام امام خمينى رحمه الله
ظاهراً ايشان مىخواهند صوم را ملحق به صلاة كنند ، نه ملحق به زكات . در حالى كه صائم بودن به معناى ترك مفطرات است و ترك ، امرى عدمى و قلبى است و امر عدمى قلبى - كه معلوم و مشهود نيست - نمىتواند عنوان عبادت و پرستش پيدا كند ، هرچند توأم با قصد قربت باشد و به نيت صوم تحقق پيدا كند . و اگر قرار باشد صوم از دايرهء عبادات خارج شده و فقط به عنوان يك واجب قربى مطرح باشد قطعاً فقهاء با آن مخالفت خواهند كرد . ولى اساس بحث همان چيزى است كه ما - در ضمن تحقيق بحث - مطرح كرده و گفتيم : وقتى بحث ما معاملات را شامل مىشود ، در مقابل معاملات هر چيزى كه بتواند اتصاف به صحّت و فساد پيدا كند ، در بحث ما داخل خواهد بود و نيازى به مطرح كردن عنوان عبادت و معنا كردن آن نداريم .
مقدّمهء هفتم : معناى « فساد » چيست ؟
مرحوم آخوند در اينجا بحث مفصّلى در ارتباط با صحّت و فساد ارائه كردهاند كه مختصرى از آن را در بحث صحيح و اعم نيز مطرح كردند . « 1 »
هامش
( 1 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 35