تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 438

مساهمون:

ص٤٣٨
مقرّبيت ذاتى آن ندارد . منافات در جايى است كه هر دو مربوط به ذات باشند . بنا بر اين ما بايد ببينيم آيا اين مبغوضيّت - كه حرمت ، كاشف از آن است - با مقرّبيت سازگار است يا نه ؟ در نهى نفسى ، مبغوضيّت با مقرّبيت سازگار نيست ولى در نهى غيرى منافاتى بين مبغوضيّت و مقرّبيت وجود ندارد . صلاة ، عبادت است و هيچ كمبودى در جهت مقرّبيّت ذاتى آن وجود ندارد ، هرچند - به عنوان مقدّميت براى ترك ازاله - يك مبغوضيّت غيرى براى آن پيدا شده است . در نتيجه دليل قائلين به اقتضاى فساد نمىتواند در اينجا پياده شود ، و نهى غيرى خارج از محلّ نزاع است و حقّ با محقّق قمى رحمه الله است .

آيا نهى تبعى هم داخل در محلّ نزاع است ؟

يكى از تقسيماتى كه در ارتباط با واجب مطرح بود تقسيم آن به اصلى و تبعى بود . در آنجا گفتيم : « واجب غيرى هم مىتواند اصلى باشد و هم مىتواند تبعى باشد ولى واجب نفسى داراى دو حالت نيست و فقط به عنوان واجب اصلى مطرح است » . نهى غيرى هم در رديف واجب غيرى است . در اينجا - اگر همانند مرحوم آخوند - نهى غيرى را داخل در دايرهء نزاع بدانيم ، اين بحث مطرح مىشود كه آيا بين نهى غيرى اصلى با نهى غيرى تبعى فرقى وجود دارد يا هر دو داخل در محلّ نزاعند ؟ ولى طبق مبناى ما كه نهى غيرى را خارج از محلّ نزاع دانستيم ، جايى براى اين بحث وجود ندارد ، چون مسألهء اصلى و تبعى بودن در ارتباط با نهى غيرى مطرح است .

مقدّمهء ششم : آيا نهى مىتواند به عبادت تعلّق بگيرد ؟

در ابتداى بحث اشاره كرديم كه هرچند كلمهء « شىء » در عنوان بحث اطلاق دارد و همهء اشياء حتّى شرب خمر را نيز دربر مىگيرد ولى ذيل عبارت كه مسألهء فساد را