تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 433

مساهمون:

ص٤٣٣
مسألهء ديگرى كه در اين زمينه مطرح است ، « كراهت اقتدا كردن مسافر به حاضر » است و شايد عكسش هم همين‌طور باشد . « 1 » در اين كراهت ، دو نظريه وجود دارد : بعضى معتقدند معناى كراهت « كمتر بودن ثواب اين نماز جماعت نسبت به جماعت‌هاى ديگر » است ، يعنى اگر اين مسافر به مسافر ديگرى اقتدا مىكرد شايد ثوابش بيشتر از اين بود كه به حاضر اقتدا كرده است . بعضى ديگر معتقدند معناى كراهت « كمتر بودن ثواب اين نماز جماعت ، حتى نسبت به نماز فرادى » است . حال ممكن است كسى بگويد : « اگر ما در اينجا معناى دوّم كراهت را در نظر بگيريم ، يك نهى تنزيهى كراهتى به چنين نمازى تعلّق گرفته است » . جواب از اين مورد نيز اين است كه : اينجا هم نهى به خود صلاة تعلّق نگرفته بلكه متعلّق نهى ، عبارت از « اقتداء » است . يعنى مسافر به حاضر و حاضر به مسافر اقتداء كند . بنا بر اين حتى يك مورد هم پيدا نمىشود كه نهى تنزيهى كراهتى به خود عبادت تعلّق گرفته باشد . پاسخ دليل اوّل : اولًا : نزاع ما منحصر به عبادات نيست - تا ادّعا شود ما در شريعت نهى تنزيهى نسبت به عبادت پيدا نكرديم - بلكه شامل معاملات نيز مىشود . ثانياً : در همين مثال « اقتداء مسافر به حاضر » ، شما قبول كرديد كه « اقتداء » منهى عنه است در حالى كه خود « اقتداء » عبادت است . « 2 » شاهد اين است كه اگر كسى در نماز خود قصد رياء نداشته باشد ولى در جماعتش قصد رياء داشته باشد ، به‌طور
هامش
( 1 ) - قال في العروة : السادس [ من مكروهات الجماعة ] : ايتمام الحاضر بالمسافر و العكس ، مع اختلاف صلاتهما قصراً و تماماً و أمّا مع عدم الاختلاف كالايتمام في الصبح و المغرب فلا كراهة . . . العروة الوثقى ، كتاب الصلاة ، فصل 49 ( في مستحبات الجماعة و مكروهاتها ) ( 2 ) - و نياز به قصد قربت دارد .