يا غير صلاة . قسم دوّم از عبادات مكروهه در كلام مرحوم آخوند ، از قبيل « لا تصلِّ في الحمّام » بود . قائل به اين قول در توجيه اين قسم مىگويد : در اينجا هم در حقيقت نهى كراهتى به صلاة تعلّق نگرفته است ، بلكه متعلّق نهى كراهتى « ايقاع صلاة در حمام » است نه اينكه نفس صلاة - بما هى صلاة - كراهت داشته باشد . به عبارت ديگر :
متعلّق نهى كراهتى عبارت از متخصّص كردن ماهيت صلاة به خصوصيت « بودن در حمام » است . قسم اوّل از عبادات مكروهه در كلام مرحوم آخوند ، نهى در « لا تصم يوم العاشور » بود ، كه در اين زمينه دو راه حلّ وجود داشت : 1 - مرحوم آخوند معتقد بود كه ما در اينجا گرفتار دو مستحب متزاحم هستيم :
يكى صوم - بما هو صوم - و ديگرى « ترك صوم روز عاشوراء » ولى در اينجا عنوان ارجحى وجود دارد كه بر « ترك صوم روز عاشوراء » منطبق است پس « ترك صوم روز عاشوراء » ترجيح بر « فعل صوم » دارد . طبق بيان ايشان در اينجا نهى وجود ندارد و اگر هم وجود داشته باشد ، ارشاد به اين است كه روز عاشوراء را روزه نگيريد تا عنوان ارجحى را كه منطبق بر ترك صوم است به دست آوريد . ما اين كلام مرحوم آخوند را نپذيرفتيم . 2 - به نظر ما متعلّق نهى عبارت از « تشبّه به بنى اميّه در روز عاشوراء » است نه عنوان « صوم » . چون بنى اميّه روز عاشوراء را به عنوان روز متبرك و از اعياد خود قرار داده بودند و در اين روز هم روزه مىگرفتند و هم ما يحتاج سال خود را تهيه مىكردند و لباس نو پوشيده و به ديد و بازديد يكديگر مىرفتند . پس در حقيقت ما جايى نمىتوانيم پيدا كنيم كه نهى تنزيهى كراهتى بهطور مستقيم - و بدون هيچگونه تسامح و تجوّز - به نفس عبادت تعلّق گرفته باشد .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 432
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٤٣٢