ما فعلًا كارى به درستى يا نادرستى نظريهء فوق نداريم ولى مىخواهيم بگوييم :
« اگر پاى عقل در ميان آمد ، چگونه مىتوان كلمهء « يدلّ » را به كار برد ؟ دلالت به معناى دلالت لفظى مستند به ظهور لفظ و مربوط به عالم لفظ است . همانطور كه قائلين به وجوب مقدّمهء واجب از راه ملازمهء عقليّه ، نمىتوانند بگويند : « وجوب صلاة ، دلالت بر وجوب وضو مىكند ، زيرا بين وجوب ذى المقدّمه و وجوب مقدّمه ، ملازمه در كار است » . چون اين مربوط به حكم عقل است و ظاهر كلمهء « يدلّ » اين است كه خود لفظ يك چنين دلالتى دارد . بنا بر اين بهتر است كه ما ، هم كلمهء « يقتضى » و هم كلمهء « يدلّ » را كنار گذاشته و به جاى آن كلمهء « يكشف » يا « يستفاد منه » را به كار بريم كه با همهء اينها سازگار است . اينگونه تعبيرات هم با ارشاد در « لا تبع ما ليس عندك » سازگار است و هم با ملازمهء عقليهاى كه بين مبغوضيت و فساد - بنا بر قول بعضى - مطرح بود .
مقدّمات بحث
مقدّمهء اوّل : فرق بين مسألهء نهى متعلّق به عبادت و مسألهء اجتماع امر و نهى
مرحوم آخوند مىفرمايد : فرق بين مسألهء اجتماع امر و نهى و مسألهء نهى متعلّق به عبادت ، در جهت و حيث مورد بحث است . حيث مورد بحث در مسألهء اجتماع امر و