به هر دو معلول ، تأخّر رتبى را حكم مىكند . امّا در ارتباط با هريك از اين دو معلول نسبت به ديگرى ، حكم به تقارن مىكند زيرا ملاك تأخر معلول اوّل ، معلوليت است و همين ملاك در معلول دوّم هم وجود دارد . معلول دوّم نه اضافهاى بر معلول اوّل دارد و نه كمبودى نسبت به آن دارد . ولى آيا ملاك تقارن رتبى متضادّان چيست ؟ روشن است كه ملاك تقارن رتبى نمىتواند عدم اجتماع در زمان واحد باشد ، زيرا زمان ارتباطى با مسألهء رتبه ندارد .
بههمينجهت علت و معلول در يك زمان اجتماع دارند ، در حالى كه از نظر رتبه بين آنها تقدّم و تأخّر وجود دارد . بنابراين شما نتوانستيد تقارن رتبى متضادان را ثابت كنيد . مرحوم قوچانى در مقدّمهء سوّم مىفرمود : « ترك صلاة و فعل ازاله در يك رتبه هستند » . حضرت امام خمينى رحمه الله مىفرمايد : برفرض كه ما حرف شما را در مورد متناقضين و متضادّين قبول كنيم ، نتيجه اين مىشود كه « ترك صلاة در رتبهء فعل صلاة است » و « صلاة و ازاله در رتبهء واحدى هستند » ، ولى شما از كجا مىگوييد : « ترك صلاة در رتبهء فعل ازاله است » ؟ مخصوصاً با توجه به اين كه تقدّم و تأخر و تقارنهاى رتبى ، محسوس نيست و ملاك عقلى دارد . آيا در اينجا چه ملاكى وجود دارد ؟ وحدت رتبه در مقدّمهء اوّل بنا بر ملاك تناقض و در مقدّمهء دوّم بنا بر ملاك تضادّ بود . ولى در مقدّمهء سوّم ملاكى ندارد . « 1 »
كلام حضرت امام خمينى رحمه الله در مورد متضادّين :
ايشان در اين زمينه تحقيقى ارائه كردهاند كه نه تنها در اينجا بلكه در موارد زيادى قابل استفاده است . ابتدا به عنوان مقدّمه بايد توجّه داشت كه آنچه در اينجا مطرح مىكنيم ، مسائلى
هامش
( 1 ) - معتمد الاصول ، ج 1 ، ص 116 - 118 و تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 291 - 294