تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
بيانى كه مرحوم قوچانى ارائه كرد ، هر دو جهت در استدلال دخالت دارد و از انضمام اين دو بخش نتيجه گرفته مىشود كه ترك صلاة ، مقدّمهء ازاله نيست ، زيرا مقدّميت ، به معناى تقدّم رتبه است و با بيانى كه ما مطرح كرديم نه بين متناقضين تقدّم و تأخّر رتبى وجود دارد و نه بين متضادّين . و اين استدلال كاملى بر نفى مقدّميت عدم احد الضدين براى وجود ضدّ ديگر است . « 1 » در نتيجه بيان اوّل مرحوم آخوند داراى اشكال بود ولى آيا بيان دوّم ايشان - با توضيحى كه مرحوم قوچانى ذكر كردند - تمام است يا اين هم مورد مناقشه است ؟

اشكال امام خمينى رحمه الله بر مرحوم قوچانى

كلام مرحوم قوچانى از سه مقدّمه تشكيل شده بود كه هر سه مورد اشكال حضرت امام خمينى رحمه الله واقع شده است : مرحوم قوچانى در مقدّمهء اوّل فرمود : « امتناع اجتماع نقيضين در صورتى است كه ما وحدت زمان و وحدت رتبه را ملاحظه كنيم » . امام خمينى رحمه الله مىفرمايد : از اين كلام استفاده مىشود كه اگر زمان در ناحيهء وجود به عنوان قيديت مطرح بود ، بايد در نقيض آن‌هم به عنوان قيديت مطرح باشد . يعنى اگر وجود زيد ، مقيّد به قرن چهاردهم شد ، عدم زيد هم مقيّد به قرن چهاردهم باشد ، در حالى كه واقعيت مسئله اين است كه اگر چيزى مقيّد به قيدى شد ، نقيضش اين نيست كه مقيّد نباشد ولى قيد تحقّق داشته باشد ، بلكه نقيض مقيّد ، به صورت سالبهء محصّله است . نقيضِ مقيّد ، نبودن آن مقيّد است و اين داراى دو مصداق است : يكى اين كه مقيّد باشد ولى قيد نباشد و ديگر اين كه اصلًا مقيّد نباشد تا نوبت به قيد برسد . اگر ما گفتيم : « در اين مدرسه ، رجل اعمى وجود ندارد » ، اين داراى دو فرد است : يكى اين كه رجل وجود دارد ولى اعمى نيست و ديگر اين كه اصلًا رجلى وجود ندارد تا
هامش
( 1 ) - كفاية الاصول با حاشيهء مرحوم قوچانى ، ص 112 .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 37 | الشيخ فاضل اللنكراني