تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
بين بعث و زجر باشد - لازم نمىآيد ، بلكه تكليف محال با واسطه - از ناحيهء عدم قدرت بر مكلف به ، يعنى ايجاد و ترك شىء واحد - لازم مىآيد .

تذييل مسألهء اجتماع امر و نهى

اگر كسى به سوء اختيار خودش - يعنى بدون اضطرار و اجبار از طرف كسى - وارد دار غصبى شد ، بدون اشكال ، كار حرامى انجام داده است ، چون با اراده و اختيار و توجه چنين كارى را انجام داده است . ولى بحث در اين است كه در اين صورت آيا خروج از دار غصبى چه حكمى دارد ؟ قبل از اين كه اقوال مسئله را مورد بررسى قرار دهيم بايد توجه داشته باشيم كه : اولًا : خروج از دار غصبى هم - مانند دخول در آن - تصرف در دار غصبى و حرام است . ثانياً : چنين شخصى چاره‌اى جز خروج از اين دار ندارد و راه منحصر به فرد تخلص از حرام ، اين است كه چنين تصرفِ خروجى را انجام دهد ، زيرا باقى ماندن او در مكان غصبى مستلزم اين است كه هر لحظه حرام جديدى مرتكب شده باشد . و برفرض كه در آنجا باقى بماند ، بالاخره براى تخلص از حرام ناچار است اين تصرف خروجى را انجام دهد . ثالثاً : اضطرارى كه اين شخص نسبت به خروج دارد ، به سوء اختيار است ، « 1 » زيرا
هامش
( 1 ) - مثلًا اگر كسى با اختيار خودش بخواهد سفرى بيابانى انجام دهد و مىداند كه در اين سفر ، غذاى حلال براى او پيدا نمىشود و - براى حفظ حياتش - اضطرار به اكل ميته پيدا مىكند . اگر اين شخص اقدام به چنين مسافرتى بنمايد ، اضطرار او به سوء اختيار او خواهد بود ، زيرا اصل سفر براى او اجبارى نبوده و خودش با علم به عواقب آن اقدام به چنين مسافرتى نموده است . اكل ميته در صورتى جايز است كه اضطرار انسان ناشى از سوء اختيار او نباشد .