هم تخصص داشته - اشكال كرده و مىفرمايد : آنچه مرحوم كمپانى فرموده كه « اعدام مضافه ، حظى از وجود دارند » ، بنا بر دقت فلسفى ، صحيح نيست . همانطور كه عدم مطلق ، چيزى نيست و حظى از وجود ندارد ، عدم مضاف نيز همينطور است . اصولًا عنوان « عدم » حتى با استشمام رائحهء وجود هم نمىسازد . « 1 » بههمينجهت در بحث نواهى ، محققين علم اصول ، با اين مطلب كه « متعلق نهى عبارت از ترك طبيعت است » به شدت مخالفت كرده و مىگويند : « عدم ، چيزى نيست كه بتواند اتصاف به مطلوبيت پيدا كند ، بلكه متعلق نهى ، همان « وجود » است و تفاوت بين امر و نهى اين است كه امر ، بعث اعتبارى به وجود است و نهى ، زجر اعتبارى از وجود است . اما متعلق هر دو عبارت از « وجود » است » . امام خمينى رحمه الله با توجه به اين مبنا خطاب به مرحوم آخوند مىفرمايد : « ترك صوم روز عاشورا » چيزى نيست كه شما معتقديد عنوانى راجح - بلكه ارجح - برآن انطباق پيدا كرده يا ملازم با آن مىشود ؟ « 2 »
راه ديگر براى مناقشه در كلام مرحوم آخوند
آيا اگر ما مبناى امام خمينى رحمه الله را نپذيريم ، راهى براى اشكال در كلام مرحوم آخوند وجود دارد ؟ بلى ، راه ديگرى هم وجود دارد كه بيان آن متوقف بر يك مقدمه است . مقدمه : آنچه در اذهان ارتكاز پيدا كرده كه « ترك واجب ، حرام است » ، حرف باطلى است و ما در مورد واجبات ، بيش از يك حكم نداريم و آن وجوب است . اگر كسى واجب را اتيان كرد ، كه به وظيفهء خود عمل كرده است و اگر اتيان نكرد ، استحقاق عقاب پيدا
هامش
( 1 ) - مناهج الوصول إلى علم الاصول ، ج 2 ، ص 11
( 2 ) - مناهج الوصول إلى علم الاصول ، ج 2 ، ص 139 و 140 و معتمد الاصول ، ج 1 ، ص 201 و 202 ، تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 414 - 416