راه حل مرحوم آخوند : ايشان مىفرمايد : با توجه به دو مطلب مسلم ، مىتوانيم راه حلى پيدا كنيم : 1 - اين گونه نيست كه روزهء روز عاشورا - مانند روزهء عيدين - باطل باشد ، بلكه اگر كسى روز عاشورا روزه بگيرد و شرايط روزه را مراعات كند ، عبادت صحيح انجام داده كه حد اقل آن رجحان و استحباب است . نمىشود كسى عبادت صحيح انجام داده باشد و عمل او رجحان و استحباب نداشته باشد . 2 - ائمهء اطهار عليهم السلام و بزرگان دين ما مداومت بر ترك روزهء عاشورا داشتهاند . در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه چگونه ائمه عليهم السلام مداومت بر ترك يك عبادت مستحب و صحيح داشتهاند ؟ مرحوم آخوند براى حل اين اشكال مىفرمايد : روزهء روز عاشورا از ناحيهء فعلش - كه عبارت از عنوان صوم و وجود طبيعت صوم است - امرى راجح و مشتمل بر مصلحتى است كه آن مصلحت موجب شده تا امر استحبابى به آن تعلق بگيرد . ولى از ناحيهء تركش عنوانى وجود دارد كه نه تنها رجحان دارد بلكه رجحانش بيش از رجحانى است كه در ناحيهء فعل وجود دارد . البته اين رجحان در خود ترك نيست بلكه رجحان ، به جهت عنوان ديگر - يعنى مخالفت با بنى اميه - مىباشد . بنى اميه ، روز عاشورا را به عنوان روز پيروزى خود مىدانستند و به شكرانهء اين پيروزى ، آن روز را روزه مىگرفتند . اين عنوانى كه در ارتباط با ترك وجود دارد ، يا متحد با ترك صوم است و يا ملازمى است كه از ترك صوم جدا نمىشود . مرحوم آخوند مىفرمايد : چنين موردى همانند دو مستحب متزاحم است . اگر دو مستحب با هم تزاحم كنند و قابل جمع نباشند ، چنانچه در يك رديف باشند ، انسان مخير است و اگر يكى بر ديگرى ترجيح داشته باشد ، معمولًا انسان همان جانب ارجح را انتخاب مىكند هرچند اگر غير ارجح را اختيار كرد ، استحباب آن باقى است و اگر عبادت باشد به صورت صحيح واقع مىشود . در اينجا هم همينطور است و خصوصيتى كه در اينجا وجود دارد اين است كه طرفين استحباب عبارت از فعل و
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 389
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٣٨٩