تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
و هم نهى تنزيهى و مندوحه و راه فرار هم ندارد . يعنى هيچ روزى نمىتواند جانشين روز عاشورا باشد ، زيرا هرروزى روزى را كه در نظر بگيريم براى خودش مستقلًا استحباب دارد و عنوان بدليت از روزهء روز عاشورا ندارد . قسم دوم : جايى است كه دو خصوصيت زير را دارا باشد : 1 - نهى تنزيهى به نفس عنوان عبادت تعلق گرفته باشد . 2 - بدل و جانشين ( / مندوحه ) داشته باشد . مثلًا در مورد صلاة در حمام ، آنچه متعلق نهى تنزيهى قرار گرفته نفس صلاة در حمام است و « بودن در حمام » كراهت ندارد ، و چه‌بسا - به جهت مقدمهء نظافت - مطلوبيت شرعى هم داشته باشد . اما صلاة در حمام داراى مندوحه است ، يعنى انسان مىتواند نمازش را در غير حمام بخواند . قسم سوم : جايى است كه نهى تنزيهى در ظاهر به نفس عبادت تعلق گرفته ولى در واقع به عنوان ديگرى تعلق گرفته است كه آن عنوان ، با عبادت اتحاد وجودى پيدا كرده يا در وجودْ ملازم با آن شده است . مثلًا در ظاهر مىبينيم « صلاة در مواضع تهمت » مورد نهى واقع شده ولى در واقع « بودن در مواضع تهمت » به عنوان منهى عنه و مكروه است ، حتى اگر انسان در آنجا نماز هم نخواند ، زيرا « بودن در مواضع تهمت » موجب بدبينى به انسان و اتهام او و سوءظن ديگران نسبت به او مىشود . بنابراين اگرچه « لا تصل في مواضع التهمة » در ظاهر مانند « لا تصل فى الحمام » است ولى در باطن بين اين‌ها فرق وجود دارد . در « لا تصل في الحمام » واقعاً « صلاة في الحمام » به عنوان منهى عنه است ولى در « لا تصل في مواضع التهمة » آنچه واقعاً منهى عنه است « بودن در مواضع تهمت » است و كسى كه در چنين مكانى نماز بخواند عنوان « بودن در مواضع تهمت » با صلاة مأمور به اتحاد پيدا مىكند ، مثل « بودن در مكان غصبى » كه با صلاة مأمور به متحد مىشود . « 1 »
هامش
( 1 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 253 - 255