تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
اين صورت ما مىگوييم : برفرض كه ما از دلايل سه‌گانهء قبلى صرف نظر كرده و تضاد بين بعث و زجر را بپذيريم ، آيا مسألهء تضاد بين وجوب و استحباب را چگونه بپذيريم ؟ وجوب و استحباب هر دو داراى عنوان بعث هستند با اين تفاوت كه وجوب عبارت از بعث ناشى از ارادهء قوى و استحباب عبارت از بعث ناشى از ارادهء ضعيف است . « 1 » ممكن است قائل به تضاد بگويد : « تغاير منشأ و ارادتين ، سبب تغاير بين اين دو بعث مىشود » . مىگوييم : « ما اين حرف را مىپذيريم ولى آيا تغاير بين دو بعث ، قوىتر از تغاير بين دو اراده - كه منشأ اين دو بعث است - مىباشد ؟ ما در پاسخ كسانى كه حكم را عبارت از « ارادهء مظهره » مىدانستند گفتيم : « ارادهء قويه و ارادهء ضعيفه ، تعدد ماهيت ندارند ، بلكه هر دو تحت يك ماهيت و يك كلى قرار دارند ولى كلى گاهى متواطى و گاهى مشكك است و مصاديق كلى مشكك ، ماهيت‌هاى نوعيهء متعدد نيستند بلكه همه تحت عنوان يك ماهيتند و آن كلى بر آنها انطباق دارد » . در حالى كه در تعريف تضاد ، عنوان « ماهيتان نوعيتان » اخذ شده بود . وقتى خود ارادتين دو ماهيت نوعيه نباشند و بين آنها تضاد اصطلاحى تحقق نداشته باشد ، چگونه مىتواند بعث ناشى از ارادهء قويه با بعث ناشى از ارادهء ضعيفه داراى تضاد باشند ؟ اين تضاد از كجا مىآيد ؟ در خود بعث كه تضادى وجود ندارد . منشأ آن‌هم كه دو ماهيت نوعيه نيست بلكه ماهيت واحدهء مشككه است ، پس چگونه مىشود بعث ناشى از ارادهء قويه با بعث ناشى از ارادهء غير قويه تضاد داشته باشد ؟ براى تحقق تضاد بايد ماهيتان نوعيتان وجود داشته باشد .
هامش
( 1 ) - اين مسئله در دستوراتى كه موالى عرفيه نسبت به عبيد خود صادر مىكنند يا پدر نسبت به فرزندانش صادر مىكند نيز مشاهده مىشود . انسان گاهى ارادهء جدى نسبت به مطلبى دارد و به دنبال آن يك بعث صادر مىكند ، كه از آن استفادهء وجوب مىشود و گاهى چيزى را اراده مىكند ولى ارادهء او ضعيف است ، و به دنبال آن يك بعث صادر مىكند ، كه از آن استفادهء استحباب مىشود .