تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
بعث و زجر اگر بخواهد به وجود خارجى تعلق بگيرد بايد اول وجود خارجى تحقق پيدا كند ، سپس بعث و زجر به آن تعلق بگيرد . « 1 » و در باب بعث و زجر چنين چيزى معقول نيست كه اول صلاة در خارج تحقق پيدا كند ، سپس بعث به آن تعلق بگيرد و يا اول شرب خمر در خارج تحقق پيدا كند و بعد زجر به آن تعلق بگيرد . پس در مسألهء بعث و زجر نمىتوان دو جور قضيه تشكيل داد و تنها قضيه‌اى كه مىتوان تشكيل داد ، در ارتباط با ماهيت است ، « ماهية الصلاة مبعوث إليها » و « ماهية شرب الخمر مزجور عنها » و در مرحلهء ماهيت ، جاى تضاد - و تناقض - نيست . اشكال : اگر در مرحلهء ماهيت ، تضاد و تناقض مطرح نيست ، پس بايد ماهيت واحد هم بتواند متعلق بعث واقع شود و هم متعلق زجر . يعنى بايد مولا بتواند بگويد : « صلّ » و « لا تصلّ » . جواب : به طور مسلم ، ماهيت واحد نمىتواند هم متعلق بعث واقع شود و هم متعلق زجر . ولى علت محال بودن آن ، مسألهء تضاد نيست بلكه علت استحاله اين است كه مكلف نمىتواند چنين تكليفى را امتثال كند . مكلف قادر نيست بين اين دو تكليف جمع كرده و هم نماز بخواند و هم نماز نخواند . لذا در جايى هم كه دو تكليف وجود ندارد ، اين مسئله مطرح است . مثلًا اگر مولا به عبد بگويد : « اجمع بين الضدين » ، چنين تكليفى محال است ولى استحالهء آن ربطى به مسألهء تضاد ندارد ، بلكه بدان جهت است كه مكلف قادر به امتثال چنين تكليفى نيست . پس صدور چنين تكليفى از مولا محال است . در نتيجه اگر طبيعت واحده نتواند در آن واحد هم متعلق بعث و هم متعلق زجر قرار گيرد ، كاشف از تحقق تضاد بين بعث و زجر نيست بلكه استحالهء آن به جهت عدم قدرت بر موافقت و امتثال است .
هامش
( 1 ) - همان‌طور كه در مسألهء عروض بياض ، بايد اول جسم در خارج وجود پيدا كند ، سپس معروض بياض قرار گيرد .