عوارض فرديه . وجود صلاة است كه ناهى از فحشاء و منكر است ولى خصوصيات ديگر آن - مثل اين كه در فلان مكان يا به فلان كيفيت باشد - نقشى ندارد . و نيز مفسده ، متقوم به وجود طبيعت غصب است . اما در باب تضاد ، وجود به تنهايى كافى نيست بلكه وجود خاصى از طبيعت به عنوان موضوع براى تضاد مطرح است . در موضوع متضادين ، علاوه بر وجود ، خصوصيات فرديه هم نقش دارد به طورى كه بايد به كلمهء « هذا » به آن اشاره كنيم .
« الجسم الموجود » هم مىتواند ابيض باشد و هم اسود ولى « هذا الجسم » نمىتواند هم ابيض باشد و هم اسود . اما در باب مصلحت و مفسده ما « هذا » نداريم . حتى اگر گفتيم : « هذه الصلاة ناهية عن الفحشاء و المنكر » كلمهء « هذه » در آن زايد است و خصوصيتى ندارد بلكه وجود صلاة است كه ناهى از فحشاء و منكر است . اما در ابيض بودن اين جسم ، « هذا » بودن نقش دارد ، زيرا اين جسم در مقابل جسم ديگرى است كه اتصاف به سواد دارد . پس بايد « هذا » بودن آن را لحاظ كنيم . لذا به نظر مىآيد كه در باب صلاة سه مرحله وجود دارد . 1 - مرحلهء ماهيت : مثلًا در « الصلاة واجبة » ، « ماهيت صلاة » به عنوان موضوع قرار گرفته است . 2 - مرحلهء وجود ماهيت در خارج : مثلًا در « إنّ الصلاة تنهى عن الفحشاء و المنكر » ، « وجود صلاة در خارج » به عنوان موضوع قرار گرفته است و اگر به جاى وجود خارجى ، وجود ذهنى در كار باشد ، فايدهاى ندارد . مصلحت و مفسده هم در ارتباط با اين مرحله است . 3 - مرحلهء تضاد : ماهيت موجود متخصص به خصوصيات فرديه ، نمىتواند در آن واحد هم موجود باشد هم معدوم ، هم مصلحت داشته باشد و هم مفسده . پس جمع بين اين دو مطلب ، كه ما از طرفى گفتيم : « آثار و خواص مربوط به وجودات است » و از طرفى گفتيم : « كلى صلاة ، معروض براى نهى از فحشاء و منكر و
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 367
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٣٦٧