تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
هم براى ما معلوم است و هم مجهول و علم و جهل به يك چيز - يعنى شبح خارجى - تعلق گرفته است . اين براى اين است كه معلوم ما ، صورت جنسيت مرتسم در نفس و مجهول ما صورت فصليت آن شبح است . و در عالم نفس ، صورت جنسيت و صورت فصليت ، دو صورت مىباشند ، هرچند در خارج امكان جدايى بين جنس و فصل وجود ندارد . وقتى در باب جنس و فصل توانستيم اين گونه تفكيك كنيم ، در باب صلاة در دار غصبى نيز تفكيك امكان دارد . صورت صلاتى چه ربطى با صورت غصبى دارد ؟ آنچه متعلق حب است صورت صلاتى و آنچه متعلق بغض است صورت غصبى است و در محل نفس ، اين‌ها دو صورت هستند نه يك صورت . ثانياً : « 1 » در مسألهء امتناع اجتماع ضدين ، فرقى وجود ندارد كه اين اجتماع از ناحيهء شخص واحد باشد يا از ناحيهء اشخاص متعدد ، درهرصورتْ اجتماع ضدين امتناع دارد . ولى در مسألهء حب و بغض اين گونه نيست . ما اگر شىء واحدى را نسبت به شخص واحدى ملاحظه كنيم ، نمىتواند از جهت واحد هم محبوب و هم مبغوض آن شخص باشد ولى اگر همان شىء را در ارتباط با دو نفر در نظر بگيريم ، ممكن است براى يكى محبوب و براى ديگرى مبغوض باشد ، در حالى كه شىء ، يك شىء است و محبوبيت و مبغوضيت هم در آنِ واحد است . و اگر حب و بغض مانند سواد و بياض بود ، امكان اجتماع آنها در شىء واحد ، حتى از ناحيهء دو شخص هم ممتنع بود . در نتيجه اين راهى كه قائل به امتناع پيمود ، نمىتواند مانعى براى اجتماع امر و نهى باشد .

راه سوم براى اثبات امتناع : ممكن است گفته شود : وجود امر ، كاشف از مصلحت ملزمه در مأمور به

و وجود
هامش
( 1 ) - فرق دوم بين حب و بغض با سواد و بياض .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 362 | الشيخ فاضل اللنكراني