تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
اين نيست كه ركوع و سجود از مقولهء وضع باشند . امّا غصب از مقولهء « اين » است ، زيرا غصب به معناى شاغليت و بودن در مكان مغصوب است و مقولهء « اين » عبارت از بودن شىء در مكان است . پس مىفرمايد : با توجه به مقدّمهء سوّم - كه گفتيم : « حركت در هر مقوله‌اى عين آن مقوله است » - بايد بگوييم : اگر خود صلاة از مقولهء « وضع » باشد ، حركت صلاتى هم از مقولهء « وضع » خواهد شد . معناى حركت صلاتى ، حركت‌هاى محسوس و مشاهد نيست ، بلكه حالت تداوم صلاتى است كه با سكون و سكوت هم مىسازد . به مجرّد اين كه انسان نيّت مىكند و تكبيرة الاحرام را مىگويد ، حركت صلاتى شروع مىشود و تا آخر نماز ادامه دارد و اگر در لحظه‌اى ايستاد و نه حركتى كرد و نه حرفى زد ، آن لحظه ، خارج از حركت صلاتى نيست . همچنين معناى حركت غصبى ، حركت‌هاى مشاهد و محسوس در دار غصبى نيست ، بلكه معناى حركت غصبى ، استمرار « بودن در مكان غصبى » است ، هرچند هيچ حركت محسوسى از او تحقق پيدا نكند . در نتيجه حركت صلاتى عين مقولهء « وضع » و حركت غصبى هم عين مقولهء « أين » است و چون بين اين دو مقوله مغايرت كامل وجود دارد ، بين اين دو حركت هم مغايرت كامل وجود خواهد داشت . مرحوم نائينى سپس مىفرمايد : نظير اين مسئله را مىتوان در مثال « زيد في الدار » مطرح كرد . در اين جمله ، « دار » به عنوان مكان و « زيد » به عنوان مكين مطرح است و ارتباط بين « زيد » و « دار » ارتباط مكانى و « اين » ى است و كسى به خود اجازه نمىدهد كه نتيجهء اين ارتباط مكانى را اتّحاد بين « زيد » و « دار » بداند ، به‌گونه‌اى كه بتواند به جاى قضيّهء « زيد في الدار » قضيّهء حمليّهء « زيد الدار » را تشكيل دهد . « زيد » از
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 295 | الشيخ فاضل اللنكراني