تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
مقدّرى را مطرح كند . بيان مطلب : گويا كسى از مرحوم آخوند سؤال مىكند : با وجود اين كه نسبت بين دو عنوان در « اكرم العلماء » و « لا تكرم الفساق » عبارت از عموم و خصوص من وجه است ، چرا مادّهء اجتماع آن دو را به عنوان باب تعارض مطرح كرده و احكام تعارض را پياده مىكنيد ولى در مسألهء « صلّ » و « لا تغصب » ، مسألهء اجتماع امر و نهى را مطرح مىكنيد با وجود اين كه نسبت بين اين دو عنوان هم عموم و خصوص من وجه است ؟ مرحوم آخوند با ذكر اين دو مقدّمه مىخواهد در پاسخ آن سؤال بفرمايد : علت اين است كه در مادّهء اجتماع « صلّ » و « لا تغصب » هم ملاك وجوب صلاة تحقق دارد و هم ملاك حرمت غصب . امّا در مادّهء اجتماع « اكرم العلماء » و « لا تكرم الفسّاق » نتوانسته‌ايم وجود دو ملاك را احراز كنيم . حضرت امام خمينى رحمه الله مىفرمايد : اگر كلام مرحوم آخوند ناظر به چنين چيزى باشد ما به ايشان مىگوييم : مسألهء تزاحم را نبايد در رديف تعارض قرار داد ، زيرا مسألهء تزاحم در هيچ دليل شرعى مطرح نشده است بلكه مسألهء تزاحم مسأله‌اى عقلى است و داراى احكام خاصى مىباشد . اگر يكى از دو ملاكْ اقوى بوده يا احتمال اقوى بودن آن وجود داشته باشد ، حكم تابع همان ملاك است و اگر هر دو ملاك مساوى باشند ، عقلْ حكم به تخيير مىكند . بنابراين ، تزاحم يك عنوانى است كه به عنوان موضوع در يك مسألهء عقليّه قرار گرفته است ، كه عقل ، هم موضوعش را معنا مىكند و هم حكم آن را بيان مىكند . ولى مسألهء تعارض اين‌گونه نيست . در اخبار علاجيه عنوان خبران متعارضان و حديثان مختلفان وارد شده و احكامى هم در ارتباط با آنها مطرح شده است . به‌همين‌جهت براى پى بردن به معناى تعارض بايد به عرف مراجعه كرد . « 1 »
هامش
( 1 ) - همان‌طور كه وقتى شارع مىفرمايد : « الدم نجس » يا « الخمر حرام » براى پى بردن به معناى « دم » و « خمر » بايد به عرف مراجعه كرد . بيان معناى « دم » و « خمر » ربطى به شارع و عقل ندارد . به‌همين‌جهت اگر لباسى با خون آلوده شود ، پس از شستن آن و بر طرف كردن خون ، عرف رنگ باقى مانده از خون را به عنوان خون به حساب نمىآورد به‌همين‌جهت حكم به نجاست آن نمىشود . در حالى كه اگر به عقل مراجعه كنيم ، عقلْ رنگ باقى مانده را در اثر اجزاء صغار خون دانسته و حكم به بقاى خون مىنمايد .