مقدّمهء پنجم آيا محلّ نزاع اختصاص به وجوب و حرمت نفسى و تعيينى و عينى دارد يا شامل وجوب و حرمت غيرى ، تخييرى و كفائى هم مىشود ؟
همانطور كه واجبات به نفسى و غيرى ، تعيينى و تخييرى ، عينى و كفائى تقسيم مىشوند ، در محرمات نيز چنين تقسيماتى جريان دارد . حرمت غيرى - از نظر تصوير - مانند وجوب غيرى است . همانطور كه وجوب غيرى ، وجوب مقدّمى است ، حرمت غيرى هم حرمت مقدّمى است . ولى دايرهء حرمت غيرى محدود است ، زيرا در واجب غيرى تا وقتى واجب تحقق پيدا نكند ، ذى المقدّمه نمىتواند تحقّق پيدا كند ، امّا در حرمت غيرى ممكن است ده مقدّمه هم تحقق پيدا كند ولى مكلّف هنگام ايجاد ذى المقدّمه - يعنى حرام نفسى - پشيمان شده و ترك ذى المقدّمه را اراده كند . حرمت تخييرى ، مثل اين كه مولا به عبد خود بگويد : « يا بايد با زيد مجالست نكنى يا با عَمرو » . فرق بين حرمت تخييرى با واجب تخييرى اين است كه مخالفت در واجب تخييرى ، با ترك هر دو عِدل حاصل مىشود و اگر يك عِدل را اتيان كرده و عدل ديگر را ترك كرد ، موافقت حاصل شده است . امّا در حرمت تخييرى اگر يكى از دو مجالست را ترك كرد ، موافقت حاصل شده است و مخالفتْ متوقف بر اين است كه هر دو مجالست را اختيار كند . حرمت كفائى هم قابل تصور است ، به اين كيفيت كه اگر نهى را به معناى « طلب ترك » بدانيم - همانطور كه مشهور و مرحوم آخوند عقيده داشتند - معناى نهى اين مىشود كه بايد « طبيعتِ منهى عنها » را ترك كرد ، حتى اگر اين ترك از ناحيهء يكى از مكلّفين باشد . در اين صورت « ترك طبيعت منهى عنها » عنوان « كفائى » پيدا مىكند . و