« سجود براى خدا » و « سجود براى غير خدا » اگرچه دو عنوان هستند ولى چون مادّهء اجتماع ندارند از محلّ بحث ما خارجند . ممكن است كسى بگويد : محلّ بحث ما در جايى است كه مولاى آمر و ناهى ، عالم به تصادق و اجتماع دو عنوان در مورد واحد است . در اين صورت چگونه امر و نهى مىكند ؟ در پاسخ مىگوييم : رتبهء تصادق ، غير از رتبهء تعلّق امر و نهى است . تصادق ، وصف دو عنوان است امّا در رتبهء تعلّق امر و نهى ، غير از دو عنوان چيز ديگرى وجود ندارد . به عبارت ديگر : آنچه در امر و نهى دخالت دارد نفس عنوان صلاة و عنوان غصب است و مرحلهء تصادق ، دخالتى در وصف « مأمور به بودن » و « منهى عنه بودن » ندارد . يعنى وقتى مولا امر را به صلاة متعلّق مىكند ، خصوصيت « تصادق آن با غصب » همراه صلاة و داخل در مأمور به نيست . و هنگامى كه غصب را متعلّق نهى قرار مىدهد ، خصوصيت « تصادق آن با صلاة » همراه غصب و داخل در منهى عنه نيست .
مقدّمهء دوّم : فرق بين مسألهء اجتماع امر و نهى و مسألهء اين كه « آيا نهى متعلّق به عبادت ، اقتضاى فساد دارد ؟ »
در باب نواهى دو مسألهء مهمّ وجود دارد : مسألهء اجتماع امر و نهى و مسألهء اين كه آيا نهى متعلّق به عبادات اقتضاى فساد دارد ؟ بدون ترديد همانطور كه بين علوم تمايز وجود دارد ، بين مسائل هر علمى هم بايد تمايز وجود داشته باشد و نمىتوان مسألهء واحدى را به عنوان دو مسئله از يك علم مورد بحث قرار داد .