حلّ اشكال در ارتباط با عنوان بحث راه حلّ اين اشكال اين است كه ما عنوان بحث را تغيير داده بگوييم : « آيا تعلّق امر و نهى به دو عنوانى كه در شىء واحد با هم تصادق دارند جايز است يا نه ؟ » . مطرح كردن عنوان بحث به اين صورت ، داراى دو خصوصيت است : 1 - علّت خروج « سجود براى خدا » و « سجود براى غير خدا » از محلّ نزاع ، عدم تصادق آن دو در مورد واحد بود ، ما نمىتوانستيم سجودى را تصور كنيم كه هم « سجود براى خدا » باشد و هم « سجود براى غير خدا » . در حالى كه اين اشكال بر تعبير ما وارد نيست زيرا ما دو عنوان را بهگونهاى فرض كرديم كه داراى مادّه اجتماع و مورد تصادق باشند و اين تعبير از همان ابتدا شامل « سجود براى خدا » و « سجود براى غير خدا » نمىشود ، زيرا تصادقى بين آن دو وجود ندارد . 2 - بنا بر تعبير ما ضرورتى ندارد كه مقصود از واحد را واحد جنسى يا واحد نوعى بدانيم بلكه ما مراد از واحد را همان واحد شخصى مىدانيم ، ولى اين واحد شخصى به عنوان مورد اجتماع مطرح است نه به عنوان متعلّق امر و نهى . بنابراين ، اشكالى كه ما بر مرحوم آخوند وارد مىكرديم - كه فرد و واحد شخصى نمىتواند متعلّق امر و نهى قرار گيرد بلكه اوامر و نواهى به طبايع تعلّق مىگيرند - بر اين تعبير وارد نيست ، زيرا ما وحدت شخصى را در ارتباط با مادّهء اجتماع و مورد تصادق دانستيم نه در ارتباط با تعلّق امر و نهى . و اجتماع ، هم خارج از دايرهء تعلّق امر و نهى است . بنا بر تعبير ما ، امر و نهى به دو عنوان كلّى تعلّق مىگيرند ولى اين دو عنوان داراى اين خصوصيت هستند كه داراى مادّهء اجتماعند و در يك واحد شخصى با هم جمع مىشوند . « 1 » بنابراين
هامش
( 1 ) - چون مطلقِ دو عنوان ، مورد بحث ما نيست بلكه محلّ بحث ما آن « دو عنوان » ى است كه داراى يك چنين خصوصيتى باشند . مثلًا عنوان « صلاة » و « شرب خمر » دو عنوان كلّى هستند كه اوّلى متعلّق امر و دوّمى متعلّق نهى قرار مىگيرد ولى صلاة با شرب خمر هيچگاه جمع نمىشوند ، به خلاف صلاة و غصب كه چهبسا با يكديگر جمع مىشوند .