تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
ثالثاً : در ارتباط با وضع در حروف ، نزاعى بين مشهور و مرحوم آخوند وجود داشت . مشهور معتقد بودند : در باب حروف ، « وضع عام و موضوع له خاص » است . يعنى واضع وقتى مىخواست كلمهء « مِنْ » را وضع كند ، كلّى ابتدا را تصور كرد ولى كلمهء « من » را براى مصاديق ابتدا وضع كرد . پس « مِنْ » داراى موضوع‌له‌هاى متعدّدى است . « 1 » ولى مرحوم آخوند عقيده داشت : حروف - همانند اسماء - داراى « وضع عام و موضوع له عام » مىباشند و فرق بين حروف و اسماء به حسب موارد استعمال است . « 2 » ما در آنجا پس از بحث و بررسى ، نظريهء مشهور را پذيرفتيم . سپس با توجه به اين كه هيئات مانند حروف هستند ما نتيجه گرفتيم كه موضوع له هيئات نيز خاص است . در اين صورت بايد همان‌طور كه موضوع له هيئت « افعل » خاص است موضوع له هيئت « لا تفعل » هم خاصّ باشد و از اين جهت فرقى بين اين دو وجود نداشته باشد . معنا ندارد كه ما هيئت « افعل » را همانند حروف به حساب آوريم ولى هيئت « لا تفعل » را همانند اسماء بدانيم . حتى بنا بر مبناى مرحوم آخوند - كه حروف را داراى وضع عام و موضوع له عام مىداند - هم نمىتوان فرقى بين هيئت افعل و هيئت لا تفعل قائل شد . در نتيجه راه حلّ مرحوم اصفهانى نيز نمىتواند مورد قبول باشد .

4 - راه حلّ مرحوم بروجردى

راه حلّ ايشان با حفظ دو مقدّمه است كه ما در ارتباط با مفاد هيئت افعل و مفاد هيئت لا تفعل مطرح كرديم : مقدّمهء اوّل : هم اوامر و هم نواهى ، به « وجود طبيعت » تعلّق گرفته‌اند و در نواهى
هامش
( 1 ) - نهاية الأفكار ، ج 1 ، ص 53 ، عناية الاصول ، ج 1 ، ص 21 ( 2 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 13
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 244 | الشيخ فاضل اللنكراني