تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
مطلب را انكار كرده‌اند اين است كه آنان باب اوامر را ملاحظه كرده و همان را ملاك قرار داده و تصور كرده‌اند هرجا حكمى وجود داشته باشد - هرچند به صورت امر نباشد همانند امر است و در آن بيش از يك طاعت و يك عصيان وجود ندارد ، كه هر دو هم مسقط امر مىباشند . در حالى كه مسائل مربوط به اطاعت و عصيان و سقوط و عدم سقوط ، مسائل لفظى نيست كه بخواهيم به اطلاق و عموم تمسك كنيم بلكه اين‌ها مسائل عقلى و تابع ملاكات عقليّه است . هرجا آن ملاكات تحقق داشت حكم عقل هم تحقق دارد . در باب اوامر ، عقل حكم مىكند كه اطاعتْ به يك وجود از وجودات طبيعت حاصل مىشود ، زيرا مبعوث اليه ، وجود واحدى از وجودات طبيعت است . نمازى كه انسان در اوّل وقت مىخواند ، وجود واحدى از وجودات طبيعت و به عنوان مبعوث اليه است و با انجام آن غرض مولا حاصل مىشود . لذا هم اطاعتْ صدق مىكند و هم به دنبال اطاعت ، امر مولا ساقط مىشود . چون غرض مولا عبارت از تحقق اين طبيعت در خارج بود و فرض اين است كه اين طبيعت بدون هيچ‌گونه كمبودى در خارج تحقق پيدا كرده است . و عقل در چنين جايى مىگويد : « وجهى بر بقاء امر مولا وجود ندارد » . امّا نسبت به عصيان در باب اوامر ، مرحوم بروجردى مىفرمايد : اين كه بخواهد عصيان - به عنوان عصيان - مسقط تكليف باشد ، هيچ ملاك عقلى ندارد و ما آن را قبول نداريم . براى اين كه امر مولا اگر به صورت واجب موقّت نباشد ، يعنى تا آخر عمر ادامه داشته باشد ، عصيانى در مورد آن تحقق پيدا نمىكند . پس بحث در واجبات موقّت - چه موسع باشند و چه مضيق - مىباشد . اگر كسى نماز ظهر و عصر خود را در وقت مربوط به آن نخواند ، اگرچه به حسب ظاهر تصور مىشود كه عصيانْ مسقط تكليف است ولى در واقع اين‌گونه نيست . بلكه امتناع تحقق مأمور به مسقط امر است . يعنى وقتى غروب شمس تحقق پيدا كرد ، وقت نماز ظهرين گذشته و ديگر تحقق آن ممتنع است . و همان‌طور كه اگر چيزى از ابتدا ممتنع التحقق بود ، امر مولا به آن تعلق نمىگرفت ، در اينجا هم كه نماز ظهرين به جهت خروج وقتشان ممتنع التحقق