تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
مسألهء دلالت لفظى . يعنى انسان ، در وجود با زيد اتحاد دارد نه از نظر دلالت لفظى . لفظ انسان بر زيد دلالت نمىكند . انسان براى ماهيت حيوان ناطق وضع شده است در حالى كه فرد انسان - يعنى زيد - عبارت از ماهيت به ضميمهء خصوصيات فرديّه است . و لفظ انسان نمىتواند حاكى از اين خصوصيات فرديّه باشد زيرا تمام مدلول لفظ انسان ، عبارت از حيوان ناطق است و خصوصيات فرديّه در آن دخالتى ندارد . وقتى طبيعت در مقام دلالت جز بر همان مدلول و مفاد جنس و فصلى خودش دلالت ندارد ، ما از كجاى « لا تشرب الخمر » معناى « أطلب منك ترك كلّ فرد من أفراد شرب الخمر » را استفاده كنيم ؟ در نتيجه بيان مرحوم نائينى هم نمىتواند صحيح باشد .

3 - راه حلّ مرحوم اصفهانى

راه حلّ ايشان مبتنى بر سه مطلب است . اوّلًا : مفاد هيئت « لا تفعل » عبارت از « طلب ترك » است . « 1 » ثانياً : طلبى كه در باب نواهى انشاء مىشود ، طلب كلّى و طبيعت طلب است ، به خلاف طلب در باب اوامر كه جزئى و شخصى بوده و به يك وجود از وجودات طبيعت تعلق دارد . « 2 »
هامش
( 1 ) - نظر ايشان در ارتباط با مفاد هيئت افعل و لا تفعل همانند نظر مرحوم آخوند است . ( 2 ) - اين مطلب نظير چيزى است كه در باب مفاهيم مطرح مىشود . يكى از مباحث مطرح شده در آنجا اين است كه آيا جملهء شرطيه مفهوم دارد يا نه ؟ يعنى مثلًا در جملهء شرطيهء « إن جاءك زيد فأكرمه » آيا هنگام انتفاء مجىء ، حكم وجوب اكرام منتفى مىشود يا نه ؟ در آنجا گفته شده كه حكم مورد بحث ، شخص « أكرم زيداً إن جاءك » نيست ، زيرا روشن است كه اين حكمْ شخصى است و با انتفاى هر قيدى از قيود آن ، خود حكم هم منتفى مىشود . بنابراين با انتفاء مجىء زيد ، شخصِ « أكرم زيداً إن جاءك » منتفى است . نزاع در انتفاء سنخ اين حكم است . يعنى مىخواهيم بدانيم آيا با انتفاء مجىء زيد ، كلّى وجوب اكرام هم ساقط است ؟
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 242 | الشيخ فاضل اللنكراني