تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
وجود از وجودات طبيعت تحقق پيدا كند ، غرض مولا حاصل شده و امر او ساقط مىگردد ولى در باب نواهى بايد همهء وجودات طبيعت ترك شود تا غرض مولا حاصل گردد ؟ مبناى مرحوم آخوند اين بود كه مفاد امر و نهى عبارت از طلب است و از اين جهت فرقى بين آن دو وجود ندارد . بلكه فرق در ارتباط با مطلوب مولاست . مطلوب مولا در باب اوامر عبارت از « وجود طبيعت مأمور بها » و در باب نواهى عبارت از « ترك طبيعت منهى عنها » است . در اين صورت اشكال مىشود كه چرا در باب اوامر « وجود طبيعت » را به « وجود فردى از افراد طبيعت » معنا مىكنيد ولى در باب نواهى « ترك طبيعت » را به « ترك جميع افراد طبيعت » معنا مىكنيد . منشأ اين اختلاف چيست ؟ اين اشكال به كسانى كه مطلوب در باب نواهى را « كفّ نفس » مىدانند نيز وارد است ، زيرا آنان نيز « كفّ نفس از جميع وجودات طبيعت » را مطرح مىكنند در حالى كه در اوامر « وجود فرد واحد » را كافى مىدانند . پاسخ اشكال : در جواب از اين اشكال سه احتمال وجود دارد : 1 - اختلاف مربوط به وضع باشد . 2 - اختلاف ريشهء عقلى داشته باشد . 3 - اختلاف ريشهء عقلائى و عرفى داشته باشد . اكنون به توضيح و بررسى هريك از احتمالات سه‌گانهء فوق مىپردازيم : احتمال اوّل : اين است كه اختلافْ مربوط به وضع باشد ، به اين معنا كه واضعْ هيئت افعل را براى « بعث به سوى ايجاد يك فرد از افراد طبيعت » « 1 » وضع كرده ولى هيئت « لا تفعل » را براى « زجر از ايجاد همهء افراد طبيعت » « 2 » وضع كرده است .
هامش
( 1 ) - و بنا بر مبناى مرحوم آخوند و ديگران : « طلب ايجاد يك فرد از افراد طبيعت » . ( 2 ) - و بنا بر مبناى مرحوم آخوند : « طلب ترك همهء افراد طبيعت » و بنا بر مبناى ديگران : « طلب كفّ نفس از جميع افراد طبيعت » .