تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
امر عبارت از « بعث اعتبارى به سوى ايجاد طبيعت » و مفاد نهى عبارت از « زجر اعتبارى از ايجاد طبيعت » است . و اين همان معنايى است كه متداول بين عقلاء مىباشد . در نتيجه جايى براى نزاعى كه بين مرحوم آخوند و ديگران واقع شده كه « آيا متعلّق نواهى عبارت از « اعدام و ترك » يا « كفّ نفس » است ؟ » باقى نمىماند . اختلاف اوامر و نواهى در ارتباط با طبيعت مأمور بها و طبيعت منهى عنها نيست . بلكه اختلاف در ارتباط با واقعيّت امر - كه مفاد هيئت افعل است - و واقعيت نهى - كه مفاد هيئت لا تفعل است - مىباشد . برفرض اين كه ما بپذيريم متعلّق نواهى عبارت از « طلب » است :

آيا مطلوب در نواهى « ترك فعل » است يا « كفّ نفس » ؟

[ كلام مرحوم آخوند ]

مرحوم آخوند معتقد است مطلوب در باب نواهى عبارت از « ترك فعل » است . به ايشان اشكال شده كه اعدام ازليّه در اختيار انسان نيستند ، در حالى كه در باب تكاليف بايد مأمور به و منهى عنه در اختيار انسان باشند . ايشان در جواب مىفرمايد : درست است كه اعدام ازليه به اعتبار ازل و قبلْ در اختيار مكلّف نيست ولى به اعتبار بقاء و استمرار در اختيار مكلّف است . مكلّف مىتواند آن عدم را به وسيلهء ترك خود ادامه دهد و مىتواند آن عدم را تبديل به وجود كند . بنابراين ابقاء و عدم ابقاء آن عدم ، در اختيار مكلّف است و تكليف هم به لحاظ حالِ استدامه و استمرار مطرح است . « 1 »
هامش
( 1 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 232