تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
بتواند دايرهء تقييد را به تمام موارد طبيعت سرايت دهد . لذا آن را كنار گذاشته و خود دليل « أقيموا الصلاة » مطرح مىشود و « أقيموا الصلاة » هم امر به موقّت نيست . در نتيجه امر به موقّت دلالت به وجوب اتيان واجب در خارج از وقت ندارد ، همان‌طور كه مفهوم هم ندارد كه بگويد : « اتيان واجب در خارج از وقت ، واجب نيست » . آيا از طريق استصحاب مىتوان وجوب اتيان در خارج از وقت را اثبات كرد ؟ « 1 » اكنون كه دليل امر به موقّت نتوانست وجوب اتيان واجب در خارج از وقت را ثابت كند آيا مىتوانيم به سراغ استصحاب رفته و - مثلًا - بگوييم : « قبل از غروب شمس ، نماز ظهر و عصر واجب بود ، اكنون كه غروب شمس تحقّق پيدا كرد و نماز ظهر و عصر در وقت خودش اتيان نشد ، در بقاء و عدم بقاى وجوب براى نماز ظهر و عصر شك مىكنيم پس حالت سابقهء يقينيه را استصحاب مىكنيم » ؟ براى پاسخ به اين سؤال ابتدا مقدمه‌اى مطرح مىكنيم :

مقدمه : يكى از اركان استصحاب اين است كه در باب استصحاب بايد قضيهء متيقنه و قضيهء مشكوكه از جهت موضوع و محمول متّحد بوده

و اختلاف آنها فقط از ناحيهء زمان باشد ، زيرا دليل اساسى در باب استصحاب ، روايات صحيح و معتبر « لا تنقض اليقين بالشك » است . در ارتباط با اين روايات ، آنچه فعلًا به بحث ما مربوط مىشود ، وجود كلمهء « يقين » و كلمهء « شك » است . يقين و شك بايد به يك امر تصديقى - يعنى قضيه - تعلق بگيرد و امر تصورى - موضوع تنها يا محمول تنها - نمىتواند متعلق يقين يا شك قرار گيرد . حتى در جايى كه يقين به وجود زيد پيدا كنيم ، متيقّن ما عنوان قضيه دارد ، يعنى گفته مىشود : « أيقنت بأنّ زيداً موجود » . در مورد شك هم همين‌طور است . لذا در باب استصحاب - چه در مورد احكام و چه در مورد موضوعات - همواره دو قضيه مطرح است . و چون در روايت از عنوان « نقض » استفاده شده ، مىفهميم كه اين دو قضيه بايد - از جهت موضوع و محمول - وحدت داشته و
هامش
( 1 ) - يادآورى : بحث ما در اينجا كلّى و در ارتباط با ادلّهء عامّه است و اين كه در موارد خاصّى - مثل صلاة و صوم - دليلى بر وجوب قضاء قائم شده ، از محل بحث ما خارج است .