تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
است - ندارد ، يعنى اگرچه جدايى بين زمان و فعل مكلّف امكان ندارد ولى - فرضاً - اگر امكان داشت كه صلاتى در غير ظرف زمان تحقّق پيدا كند ، آثار معراجيّت و قربانيّت و . . . برآن مترتب مىشد . اين قسم از واجب مصداق روشنى براى واجب غير موقّت است . ولى گاهى زمان در حصول غرض مولا نقش دارد كه اين خود بر دو قسم است : 1 - زمان بما هو زمان در حصول غرض مولا نقش داشته باشد ولى خصوصيات زمانيه - مثل فلان ماه و فلان روز و فلان موقع بودن - هيچ‌گونه دخالتى در حصول غرض مولا نداشته باشد . 2 - زمان با خصوصيات زمانيه‌اش دخالت در حصول غرض مولا داشته باشد . به نظر مىرسد كه قسم اوّل ، مصداق براى واجب غير موقّت باشد ، چون ظاهر اين است كه مراد از واجب موقت ، واجبى است كه همان‌طور كه وجوبش به دست شارع است ، تبيين وقت و زمانش هم برعهدهء شارع باشد ، به گونه اى كه اگر شارع توقيت آن را بيان نكند ما نمىتوانيم آن را به دست آوريم . اگر شارع براى ما وقت نماز ظهر را معين نمىكرد ، ما از كجا مىتوانستيم به آن پى ببريم . امّا در جايى كه اصل زمان به نحو اطلاق مدخليت در حصول غرض شارع دارد ، براى شارع بيان يك چنين چيزى لازم نيست ، زيرا شارع مىداند كه اين عمل نمىتواند در ظرفى خارج از زمان تحقّق پيدا كند . در نتيجه شارع از نظر زمان غرض خودش را حاصل شده مىبيند و در اين صورت نه تنها نيازى به تبيين آن وجود ندارد بلكه چه‌بسا تبيين آن بدون فايده و لغو بوده و منافات با حكمت شارع داشته باشد . بنابراين از طرفى متشرعه آن‌گونه استفاده مىكنند كه در واجب موقت ، هم اصل وجوب و هم خصوصيات زمانى آن بايد از ناحيهء شارع بيان شود و از طرفى اگر زمان - بما هو زمان - در واجب نقش داشته باشد نيازى به بيان شارع در مورد زمان نيست . و ما وقتى اين دو را كنار هم مىگذاريم نتيجه مىگيريم كه اگر زمان - بما هو زمان - در واجب نقش داشته باشد ، واجبْ غير موقّت است . پس واجب غير موقّت
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 206 | الشيخ فاضل اللنكراني