تضييق واجب است . 2 - در واجبات موسّع ، بيش از يك تكليف نداريم و آن « وجوب اقامهء صلاة بين زوال تا غروب » است و اين تكليف - در ارتباط با الزام شارع - جنبهء تعيينى دارد . امّا تخيير بين اين كه نماز را در اوّل وقت بخوانيم يا در وسط و يا در آخر آن ، تخيير عقلى است . به تعبير مرحوم آخوند : همانطور كه بين افراد عَرْضيّه واجب - مثل اين كه در اوّل وقت ، نماز را در اين مسجد يا آن مسجد يا منزل و . . . بخوانيم - تخيير عقلى وجود دارد بين افراد طولى و تدريجى آن نيز - كه نماز را در اوّل وقت بخوانيم يا در وسط يا آخر - تخيير عقلى وجود دارد . عقل وقتى ملاحظه مىكند كه ظرفيت زمانيهاى كه شارع قيد براى مأمور به قرار داده ، بيش از زمان مورد نياز واجب است ، حكم به تخيير مىكند و اينجا ربطى به تخيير شرعى در مثل خصال كفّاره ندارد .
اشكال در مورد واجب مضيّق
بعضى در مورد واجب مضيّق اشكال كرده و تصوير آن را محال دانستهاند و گفتهاند : « مولا چگونه مىتواند ابتداى زمان را با اوّل فعل و انتهاى زمان را با آخر فعل تطبيق دهد ؟ » پاسخ اشكال اوّلًا : مستشكل خيال كرده كه مولا يك مولاى غير مطلع است . در حالى كه فرض بحث ما مولاى عالم و حكيم است . ثانياً : همهء واجبات به يك صورت نيستند . مثلًا در مورد نماز ممكن است انسان فكر كند كه براى يك نماز دو ركعتى نمىتوان ظرف زمانى مضيّق در نظر گرفت ، به گونهاى كه ابتداى نماز بر اوّل آن زمان و انتهاى نماز بر آخر آن تطبيق كند ، مخصوصاً با توجّه به اين كه نحوهء نماز خواندن مكلّفين - از جهت سرعت و كندى و . . . - با هم فرق دارد . امّا در مورد روزه چه مانعى دارد ؟ اين مسئله حتى در مورد عقلاء و موالى غير