قائلين به استحاله - مىگوييم » . پاسخ اشكال : در واجبات موسّع ، عنوان اوّل وقت ، وسط وقت و آخر وقت مطرح نيست بلكه آنچه واجب است عبارت از انجام واجب در اين وقت - محدود به دو حدّ - است . نماز ظهر بايد بين دو حدّ زوال شمس و غروب شمس تحقّق پيدا كند لذا نمىتوان روى اوّل وقت - به عنوان اوّل وقت - تكيه كرده و نماز را در خصوص آن موقع واجب دانست ، همانطور كه نمىتوان روى وسط وقت - به عنوان وسط وقت - يا روى آخر وقت - به عنوان آخر وقت - تكيه كرد و نماز را در خصوص آن موقع واجب دانست . واجب عبارت از « صلاة بين زوال و غروب » است و در هر لحظهاى كه از ما در مورد واجب سؤال كنند ، مىگوييم : « واجب ، عبارت از صلاة بين زوال و غروب است » . اين مطلب علاوه بر اين كه تصوير واجب موسّع را درست مىكند ، دو نكتهء ديگر را نيز براى ما روشن مىكند : 1 - آنچه معروف است كه « واجب موسّع ، در آخر وقت مضيّق مىشود » ، حرف درستى نيست زيرا واجب موسّع و واجب مضيّق ، دو نوع از واجب موقّت هستند و امكان ندارد نوعى تبدّل به نوعى ديگر پيدا كند « 1 » دليلش اين است كه هر موقع - چه اوّل يا وسط يا آخر وقت - سؤال شود واجب چيست ؟ جواب مىدهيم : « صلاة بين زوال و غروب » . در آخر وقت ، مكلّف به عوض نمىشود بلكه همان چيزى كه در اوّل وقت به عنوان مكلّف به بود در آخر وقت هم همان چيز به عنوان مكلّف به است . تغييرى كه پيش آمده اين است كه تا قبل از آخر وقت ، عقل ما را ملزم به انجام واجب نمىكرد ولى وقتى ملاحظه مىكند كه حدّ دوّم در حال فرا رسيدن است ، ما را ملزم به انجام واجب مىكند . چون واجب بايد بين اين دو حدّ واقع شود و الزام عقلى در آخر وقت ، غير از
هامش
( 1 ) - زيرا تقسيم ، قاطع شركت است و نمىشود يك واجب موقّت ، هم موسّع باشد و هم مضيّق .