تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥

واجب موقّت و غير موقّت

يكى از تقسيماتى كه براى واجب مطرح است تقسيم آن به « واجب موقّت و واجب غير موقّت » « 1 » و تقسيم واجب موقّت به « مضيّق و موسّع » است . قبل از شروع بحث مقدمه اى مطرح مىكنيم : موضوع براى احكام عبارت از فعل مكلّف است ، يعنى فعلى كه عامل آن عبارت از مكلّف است . روشن است كه عملى كه اضافه به مكلّف دارد در شئون مادّى - از نظر احتياج به زمان و احتياج به مكان - تابع خود مكلّف است . همان‌طور كه خود مكلّف در ظرف زمانى خاص و ظرف مكانى خاصّى واقع است ، آنچه اضافه به مكلّف دارد و از او صادر مىشود نيز نمىتواند از زمان و مكان جدا باشد . ما فعلًا در مورد زمان بحث مىكنيم و مرحوم آخوند اين معنا را در عبارتى كوتاه اين گونه مطرح مىكند : « و إن كان الزمان ممّا لا بدّ منه عقلًا في الواجب . . . » . « 2 » بر اين اساس مىگوييم : در عين اين كه عمل مكلّف حتماً بايد در زمانى واقع شود ، ولى گاهى زمان - به عنوان زمان - نقشى در مصلحت مترتب برآن فعل مكلّف - كه لازم الاستيفاء
هامش
( 1 ) - واجب غير موقّت را گاهى واجب مطلق هم مىگويند . به اين معنا كه زمان خاصى در آن نقش ندارد . ( 2 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 229
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 205 | الشيخ فاضل اللنكراني