تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
مىگوييم : درست است كه واجب كفائى مقيّد به مباشرت نبوده و با عمل ديگران هم تحقّق پيدا مىكند ولى در عين حال چه مناسبتى دارد كه همهء مكلّفين براى انجام صلاة بر ميّت - كه يك فرد آن محصّل غرض مولاست - تحريك شوند ؟ اين مسأله‌اى است كه عقلاء نمىپذيرند . پس در اين قسم از واجب كفائى « 1 » نيز نمىتوان هيچ‌يك از دو احتمال باقى مانده در واجب كفائى را پذيرفت بلكه در اينجا نيز ناچاريم يكى از دو راهى را كه در مورد قسم اوّل بيان كرديم مطرح نماييم ، زيرا اين قسم هم برگشت به همان قسم اوّل مىكند با اين تفاوت كه در دفن ميّت امكان تعدّد وجود نداشت ولى در صلاة بر ميّت امكان تعدّد وجود دارد . امّا از نظر اين كه واجب كدام است فرقى وجود ندارد . قيد « يك بار » در خود « دفن ميّت » وجود دارد ولى در مورد « صلاة بر ميّت » بايد آن را اضافه كنيم . در نتيجه براى حلّ اين قسم از واجب كفائى ، يا مسئله را شبيه واجب تخييرى حل مىكنيم و مىگوييم : « واجب كفائى - همانند واجب تخييرى - سنخ خاصى از وجوب است ولى خصوصيت سنخى واجب تخييرى در ارتباط با مكلّف به و خصوصيت سنخى واجب كفائى در ارتباط با مكلّف است » . و يا مىگوييم : « در واجب عينى ، وجوب داراى اطلاق است ، يعنى خواه اين واجب از غير تحقّق پيدا كرده باشد يا نه . ولى در واجب كفائى قيد دارد يعنى وجوب مقيّد به عدم صدور از غير است . بنابراين اگر اين واجب از غير صادر شد ، ديگر وجوب آن باقى نخواهد ماند » . اين حرف از كلمات مرحوم آخوند استفاده مىشود و حرف خوبى است ، اگرچه نتيجه‌اى كه ايشان خواستند از اطلاق بگيرند - و در دوران بين عينيّت و كفائيت ، حمل
هامش
( 1 ) - كه مأمور به ، طبيعتى است كه داراى مصاديق متعدّده است ولى حكم وجوبى به مصداق واحد تعلّق گرفته است .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 202 | الشيخ فاضل اللنكراني