تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
غرض مولاست . و وجودات ديگر با اين كه امكان تحقق دارند - و چه‌بسا رجحان هم داشته باشند - ولى نقشى در ارتباط با تحقّق آن مصلحت لازم الاستيفاء ندارد . مثلًا صلاة بر ميّت ، امرى است كه تعدّد در وجود آن امكان دارد و حتى اگر همهء مكلّفين را هم ملاحظه كنيم كه تدريجاً بخواهند بر ميّت واحدى نماز بخوانند ، ممكن است . ولى آنچه در ارتباط با ميّت مسلمان ، مطلوب مولاست و غرض وجوبى مولا به آن تعلّق گرفته ، عبارت از « صلاة واحد » است . يعنى يك مصداق از طبيعت مأمور به در حصول غرض مولا كفايت مىكند . بله بقيّهء افراد داراى رجحان بوده و مستحب مىباشند . آيا كدام يك از دو احتمال باقى مانده در واجب كفائى در اينجا جريان دارد ؟ احتمال اوّل « 1 » اين بود كه اختلاف واجب عينى و كفائى در ارتباط با مكلّف باشد و مكلّف در واجب عينى « وجود سارى مكلّف » و در واجب كفائى « صرف الوجود مكلّف » باشد . « 2 » بر اساس اين احتمال بايد گفت : « از طرفى غرض مولا بيش از يك نماز بر ميّت نيست و از طرفى صِرف الوجود مكلّفين را نسبت به آن تحريك كرده است . و صِرف الوجود مكلّفين هم با مكلّف واحد تحقّق پيدا مىكند و هم با مكلّف متعدّد و هم با جميع مكلّفين . ولى اين حرف ، عقلايى نيست . عقلاء مىگويند : چه معنايى دارد كه به خاطر يك نماز بر ميّت - كه يك نفر يا چند نفر معدود مىتوانند انجام دهند - مولا بيايد همهء مكلّفين را نسبت به آن تحريك كند ؟ از اينجا پاسخ احتمال دوّم هم معلوم مىشود . احتمال دوّم اين بود كه اختلاف بين واجب عينى و كفائى در ارتباط با مكلّف به باشد ، يعنى مكلّف به در واجب عينى ، مقيّد به قيد مباشرت بوده ولى در واجب كفائى چنين قيدى ندارد .
هامش
( 1 ) - اين احتمال را مرحوم نائينى مطرح كردند . ( 2 ) - اما وجود سارى داراى يك مصداق و آن جميع افراد طبيعت است .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 201 | الشيخ فاضل اللنكراني