تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
تصوير واجبات كفائى به يك صورت نيست . ما وقتى اقسام واجب كفائى را در نظر مىگيريم ملاحظه مىكنيم كه واجبات كفائى به سه قسم تصوير مىشود . « 1 » قسم اوّل : طبيعتى كه به عنوان مأمور به قرار گرفته بيش از يك مصداق نداشته باشد . « 2 » مثلًا طبيعت دفن ميّت متعلق حكم قرار مىگيرد ولى اين طبيعت داراى يك مصداق است و قابل تكرار نيست . مثال روشن‌تر آن مسألهء « سبّ النبى صلى الله عليه و آله » است كه در فقه مطرح است . اگر كسى - نعوذ باللّه - پيامبر صلى الله عليه و آله را سبّ كند ، بايد به قتل برسد و قتل او به عنوان واجب كفائى است و حتى نياز به اذن حاكم شرع هم ندارد . قتل شخص سب‌ّكننده ، به عنوان يك طبيعت و ماهيت متعلق حكم قرار گرفته امّا در مورد شخص سب‌ّكننده ، بيش از يك مصداق تصور نمىشود و با تحقّق قتل او ، موضوع منتفى مىشود . آيا تصوير واجب كفائى در اين قسم چگونه است ؟ آيا كدام يك از دو احتمال باقى مانده در واجب كفائى ، در اينجا جريان دارد ؟ احتمال اوّل « 3 » اين بود كه اختلاف واجب عينى و واجب كفائى در ارتباط با مكلّف باشد و مكلّف در واجب عينى « وجود سارى مكلّف » و در واجب كفائى « صِرف الوجود مكلّف » باشد . « صرف الوجود مكلّف » هم با مكلّف واحد سازگار است و هم با مكلّف متعدد و هم با جميع مكلّفين . « 4 » آيا مولايى كه غرضش از بعث و تكليف ، عبارت از انبعاث و تحت تأثير قرار گرفتن
هامش
( 1 ) - هرچند بعضى از اين اقسام ممكن است مثال خارجى و فقهى نداشته باشد . ( 2 ) - اگرچه طبايع - با قطع نظر از وجود - متعلّق حكم هستند ولى وقتى طبيعت متعلّق حكم قرار مىگيرد ، معنايش اين نيست كه طبيعت - بما أنّها طبيعة - در خارج هم مصداق داشته باشد . بعضى طبايع - مثل شريك البارى - مصداق خارجى ندارند و بعضى - مانند واجب‌الوجود - اگرچه مفهوم عامى هستند ، ولى داراى يك مصداق مىباشند . ( 3 ) - اين احتمال را مرحوم نائينى مطرح كردند . ( 4 ) - امّا وجود سارى داراى يك مصداق و آن جميع افراد طبيعت است .