تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
بررسى احتمال دوّم : اين احتمال نمىتواند درست باشد و استحاله و بطلان آن در فلسفه ثابت شده است . در فلسفه ثابت شده است كه وجود و تحقق در خارج ، مساوق با تشخّص و تعيّن است و معنا ندارد كه يك موجود خارجى - با وصف وجودش در خارج - هيچ‌گونه تشخّص واقعى نداشته باشد . « 1 » به بيان ديگر : ما نمىتوانيم بين اين دو مطلب جمع كنيم كه از طرفى بگوييم : « مكلف در واجب كفائى ، حقيقت و واقعيت « أحد المكلفين » « 2 » است » و از طرفى براى « أحد المكلفين » وصف « غير المعين » را مطرح كنيم . چنين چيزى از نظر فلسفه امكان ندارد .

احتمال سوّم : مكلّف در واجب كفائى « واحد مردّد از مكلّفين » باشد .

« 3 » فرق بين « واحد غير معين » و « واحد مردّد » اين است كه در « واحد غير معين » - با قطع نظر از استحاله آن - شىء مورد نظر ، واقعيت دارد ولى تعيّن ندارد . امّا « فرد مردّد » ، علاوه بر واقعيت داشتن ، داراى تشخّص و تعين هم هست ولى در اين كه « آيا مضاف اليه آن كدام يك از اين افراد است ؟ » مردّد مىباشد . به عبارت ديگر : در « واحد مردّد » نوعى تشخّص وجود دارد ولى ترديد و ابهام آن از ناحيهء طرف اضافهء اين تشخص است . پس « واحد مردّد » ، نسبت به « واحد غير معين » يك قدم از استحاله دور تر است .
هامش
( 1 ) - اين مسئله از مسلمات فلسفه است و حتى در مورد وجود ذهنى هم جريان دارد . ولى بحث ما در اينجا پيرامون وجود خارجى است كه مساوق بودن آن با تشخّص ، امرى بديهى و غير قابل انكار است . ( 2 ) - نه مفهوم « أحد المكلّفين » . ( 3 ) - مشابه اين حرف را بعضى در ارتباط با واجب تخييرى مطرح مىكردند و مىگفتند : « مكلّف به در واجب تخييرى ، « فرد مردّد » است » . ولى در واجب كفائى بحث در مورد مكلّف است .