3 - مراد از « مجموع من حيث المجموع » اين باشد كه همهء مكلفين بايد اقدام به انجام دادن يك عمل بنمايند . به گونهاى كه عمل واحد ، اضافه به همه مكلّفين پيدا كند . اين احتمال در مورد « مجموع من حيث المجموع » احتمال درستى نيست ، زيرا : اولًا : در بعضى از موارد واجب كفائى - مثل دفن ميّت - تحقّق چنين معنايى امكان ندارد . ثانياً : كسى در واجب كفائى ملتزم به اين معنا نشده است . نتيجه : مكلّف بودن « مجموع من حيث المجموع » در واجب كفائى ، به هرگونهاى كه تصوير شود ، يا نادرست است و يا به احتمالات ديگرى رجوع مىكند كه به زودى پيرامون آن بحث خواهيم كرد .
احتمال دوّم : مكلّف در واجب كفائى ، « واحد غير معين از مكلّفين » باشد
يعنى بگوييم : « مكلف ، يك نفر است ولى غير معين است » . در اينجا به دو نكته بايد توجه داشت : 1 - مراد از واحد غير معين ، « مفهوم واحد غير معين » نيست بلكه مراد « مصداق واحد غير معيّن » است . 2 - در اينجا « غير معين » گفته مىشود نه « غير معلوم » ممكن است چيزى به حسب واقع ، معيّن باشد ولى براى ما معلوم نباشد ، مثل موارد علم اجمالى . در انائين مشتبهين ، كه يكى از آنها خمر است ، از نظر واقعيت ، خمر متعيّن است ولى براى ما مجهول است يعنى ما نمىدانيم كه آن واحد معيّن واقعى كدام است . حال در ما نحن فيه اين « واحد غير معين » از نظر واقع هم هيچگونه تعيّن و تشخّصى ندارد .