هم در ارتباط با استحقاق عقوبت و استحقاق مثوبت خودش راه مستقلّى دارد و - از اين جهت - هيچ ارتباطى با ساير مكلّفين ندارد . امّا در واجب كفائى مسئله به اين صورت نيست ، در واجب كفائى : اولًا : اگر مكلّفى در انجام مأمور به سبقت گرفت ، تكليف از ديگران ساقط مىشود و در واجبات كفائى قابل تعدّد « 1 » اگر همه مكلّفين اقدام به انجام واجب نمودند ، همه آنان واجب را انجام داده و استحقاق ثواب دارند . و اگر يكى يا چند نفر در آنِ واحد ، واجب را انجام دادند ، استحقاق ثواب داشته و تكليف از ديگران ساقط مىشود و اگر همهء مكلفين مخالفت كردند ، همهء آنان استحقاق عقوبت دارند . ظاهر اين است كه استحقاق عقاب يا ثواب در اينجا به اين صورت نيست كه عقاب يا ثواب واحدى را بين مكلّفين تقسيم كنند كه هر جزئى از آن به يك مكلّف اختصاص داده شود . بلكه همان عقابى كه براى ترك اين واجب در نظر گرفته شده ، نسبت به يكايك مكلّفين مطرح خواهد شد ، و نيز همان ثوابى كه براى انجام آن در نظر گرفته شده ، به يكايك مكلّفين داده خواهد شد .
هامش
( 1 ) - واجب كفائى بر دو قسم است : الف : غير قابل تعدّد ، مثل : دفن ميّت . ب : قابل تعدّد ، مثل : صلاة بر ميّت ، كه در آن واحد هزاران نفر مىتوانند آن را انجام دهند . فرع فقهى : اگر گروهى بخواهند بر يك ميّت نماز بگذارند ، آيا همهء آنان مىتوانند قصد وجوب كنند ؟ اگر همهء آنان در لحظهء واحدى نماز را شروع كرده و در لحظهء واحدى ختم كنند ، همهء آنان مىتوانند نيّت وجوب كنند ، زيرا نماز خواندن بر ميّت ، واجب كفائى است و افراد متعدّدى به طور همزمان خواستهاند اين واجب را انجام دهند . امّا اگر مأمومين ، نماز را بلد نيستند و به تبعيّت از امام مىخوانند ، يعنى هرچه امام مىگويد ، آنها هم مىگويند و در مقام قرائت ، متأخر از امام هستند در اينجا مأمومين نمىتوانند قصد وجوب كنند ، چون نماز امام قبل از نماز مأمومين تمام مىشود و با تمام شدن آن ، تكليف وجوبى ساقط است و نمازهاى بعدى عنوان استحباب دارد .