موجود در آنها تخيير عقلى است . اما در ارتباط با قسم دوّم - كه درصد كمى از واجبات تخييريه را تشكيل مىدهند - مرحوم آخوند مىفرمايد : در اين قسم ما همان قول اول را ملتزم شده و مىگوييم : « واجب تخييرى سنخ خاصى از واجب است كه آثار و خواص مربوط به خود را دارد « 1 » » .
بررسى كلام مرحوم آخوند :
بيان مرحوم آخوند در ارتباط با قسم اوّل از اقسام واجب تخييرى حائز اهميت است و بايد مورد بررسى قرار گيرد ، چون قسم اوّل ، اكثريت واجبات تخييرى را تشكيل مىدهد و با بيان ايشان از دايرهء واجب تخييرى خارج شده و به واجب تعيينى رجوع مىكنند . در كلام مرحوم آخوند در ارتباط با قسم اوّل دو مطلب وجود دارد : مطلب اوّل : يكى از قواعد فلسفى قاعدهء « الواحد لا يصدر منه إلّا الواحد » است .
يعنى از واحد حقيقى جز واحد صادر نمىشود . اين قاعده به عنوان « قاعدهء الواحد » ناميده شده است . و اصل قاعده همين است و قاعدهء « الواحد لا يصدر إلّا من الواحد » - كه مرحوم آخوند به آن تمسك كردند - عكس قاعدهء فوق است و معنايش اين است كه اگر معلولى واحد شد بايد علّت آنهم واحد باشد . اين قاعده در فلسفه به وضوح قاعدهء اوّل نيست و چهبسا در آن ترديد وجود داشته باشد و برفرض كه واقعيت داشته باشد ، آيا عموميت دارد يا مربوط به موارد خاصّى است ؟ پاسخ اين پرسش را بايد در فلسفه بررسى كرد . و ما در اينجا خيلى روى آن تكيه نمىكنيم . فقط بهطور اجمال
هامش
( 1 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 225 و 226