ابتدا لازم است مطلبى را به عنوان مقدّمه مطرح كنيم : در باب واجب مشروط ، نزاعى وجود داشت كه آيا قيد در « إن جاءك زيد فأكرمه » به هيئت برمىگردد يا به مادّه ؟ مشهور عقيده داشتند قيد به هيئت برمىگردد ولى شيخ انصارى رحمه الله معتقد بود قيد به مادّه - يعنى اكرام - برمىگردد . ولى هم شيخ انصارى رحمه الله و هم مشهور اتفاق داشتند بر اين كه ظاهر قضيّه شرطيه - از نظر قواعد عربى - اقتضاء مىكند كه شرط به عنوان قيد براى جزاء باشد و جزاء هم عبارت از « وجوب اكرام » است نه « اكرام » . بهعبارت ديگر : هر دو ، شرط را به عنوان قيد براى هيئت مىدانند نه مادّه . ولى مرحوم شيخ انصارى مىگفت : « در اينجا قرينهاى عقلى وجود دارد كه سبب مىشود ما در ظاهر قاعدهء عربى تصرف كرده و شرط را به عنوان قيد براى مادّه - يعنى اكرام - به حساب آوريم » . در ما نحن فيه نيز عين همين مسئله وجود دارد . هر دو گروه - يعنى قائلين به تعلّق احكام به طبايع و قائلين به تعلّق احكام به وجودات طبايع - اتفاق دارند كه اگر ما بخواهيم « أقيموا الصلاة » را از جهت قواعد لفظى مورد ملاحظه قرار دهيم ، بايد بگوييم : « حكم ، به طبيعت تعلّق گرفته است » . در « حرّمت عليكم الميتة » حكم به طبيعت تعلّق گرفته است . « ال » در « الميتة » براى تعريف جنس است و معنا ندارد كه به غير ماهيت تعلّق بگيرد . چه فرقى بين « الميتة » و « الصلاة » با « الإنسان » وجود دارد ؟
همانطور كه « الإنسان » بر چيزى غير از ماهيت دلالت نمىكند ، « الصلاة » و « الميتة » هم بر غير ماهيت دلالت نمىكند . لكن كسانى كه قائلند « احكام به نفس طبايع تعلّق مىگيرد » ، مىگويند : « وجهى ندارد كه ما از اين ظاهر صرف نظر كنيم » ، امّا قائلين به اين كه « احكام به وجود طبيعت تعلّق مىگيرد » ، مىگويند : « هرچند ظاهر ، تعلق حكم به طبيعت است ، ولى در اينجا قرينهء عقليه وجود دارد كه ما را وادار مىكند از اين ظاهر صرف نظر كرده و كلمهء « وجود » را به « طبيعت » اضافه كنيم » .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 152
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص١٥٢