تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
ماهيت نيست ولى وقتى معروض هيئت افعل قرار مىگيرد آيا اين معروضيت سبب مىشود كه متضمن معناى وجود هم بشود يا نه ؟ بيان مطلب : مرحوم آخوند در بحث اوامر مطلبى را از صاحب فصول رحمه الله به نقل از سكّاكى مطرح كرده است كه سكّاكى ادّعاى اتفاق كرده كه « مصدر مجرّد از الف و لام و تنوين بر چيزى جز ماهيّت دلالت نمىكند » . از سوى ديگر ، يكى از مباحثى كه ما در ارتباط با مصدر داشتيم اين بود كه اگر معناى « مصدر اصل كلام است » اين باشد كه « مصدر ، مادّهء همهء مشتقّات است » چنين تعبيرى نمىتواند صحيح باشد ، زيرا مصدر عبارت از « ض ، ر ، ب » نيست بلكه مصدر نيز - مانند فعل و اسم فاعل و اسم مفعول و . . . - داراى هيئت و مادّه است . مادّهء آن داراى يك معنايى است و هيئت آن بر يك معناى اضافى دلالت مىكند . لذا اين كه گفته مىشود : « مصدر كلمه‌اى است كه در آخر معناى فارسى آن « دن » يا « تن » باشد » به جهت هيئت مصدر است و « ض ، ر ، ب » در آخر معنايش « دن » نيست بلكه اگر اين « ض ، ر ، ب » هيئت مصدرى پيدا كرد و به‌صورت « ضَرْب » در آمد ، معناى آن « كتك زدن » خواهد شد . اين « زدن » از هيئت مصدر استفاده خواهد شد . به‌همين‌جهت براى مصادر هيئات مخصوصى ذكر كرده‌اند و همان‌طور كه هيئت فعل ماضى بر خصوصيتى زايد بر اصل مادّه دلالت مىكند ، هيئت مصدر نيز بر معناى اضافه‌اى دلالت مىكند . حال در اين احتمال چهارم مىخواهيم اين حرف را كنار گذاشته و فرض كنيم كه « مصدر ، اصل براى همهء مشتقّات است » . در اين صورت ، اجماعى كه سكّاكى ادّعا كرده ، شامل مصدرى كه در ضمن مشتقات و افعال است نيز مىشود . در نتيجه مصدرى كه در ضمن « اضرب » - كه محلّ بحث ماست - وجود دارد نيز به معناى « هيئت ضَرْب ، بدون هيچ قيد اضافه » مىشود . در اين صورت بحث در اين است كه : اين مصدر ، اگر بدون « ال » و تنوين باشد و معروض هيئت امر نباشد ، بر چيزى غير از ماهيت دلالت نخواهد كرد و مسألهء وجود در آن نقشى ندارد . ولى آيا وقتى معروض هيئت افعل واقع شد ، معناى وجود به آن اضافه مىشود ؟ يعنى معناى