تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
2 - قصد اقامهء ده روز مىكند ، در اين صورت به مجرّدى كه قصد اقامهء ده روز محقق شد ، با امر « اوفوا بالنذر » مخالفت شده و اين امر ساقط مىشود و به دنبال آن‌هم استحقاق عقوبت و هم كفارهء مخالفت با نذر متوجّه او مىشود . پس در كدام زمان دو تكليف با هم جمع شده‌اند ؟ « 1 » قبل از قصد اقامه ، تكليف به وجوب روزه و اتمام صلاة وجود ندارد . بعد از قصد اقامه هم تكليف « اوفوا بالنذور » وجود ندارد ، چون با آن مخالفت كرده و همين مخالفت ، سبب سقوط آن شده است . ثانياً : مسألهء ترتب در جايى است كه بين اهمّ و مهمّ تضادّ تكوينى تحقّق داشته باشد ، يعنى در خارج نتوان بين آن دو در زمان واحد جمع كرد ، بر اين اساس ممكن است كسى كلام مرحوم نائينى را مورد مناقشه قرار داده و بگويد : « كسى كه نذر كرد اقامت ده روز يا قصد اقامت ده روز را در فلان محل نداشته باشد ، آيا نمىتواند صلاة خود را تمام خوانده و روزهء خود را بگيرد ؟ روشن است كه بين اين دو تضاد تكوينى وجود ندارد ، اگرچه حكم به بطلان صلاة و صوم او بشود » . البته ما بر اين مثال خيلى پافشارى نداريم . ثالثاً : عنوان مسألهء ترتّب ، عنوان طوليّت و متأخّر بودن امر به مهم از امر به اهم است . و اين ترتب و طوليّت از راه اشتراط عصيان يا نيت عصيان پيدا مىشود . حال برفرض كه ما متأخّر بودن عصيان از امر به اهم را پذيرفته و از اشكال مربوط به آن صرف نظر كنيم ، هرچند در مسألهء صلاة و ازاله مىتوان ترتب و طوليت را درست كرد ولى در مثالى كه مرحوم نائينى مطرح كردند نمىتواند ترتّب تحقّق پيدا كند . « 2 » دليلى كه مىگويد : « كسى كه قصد اقامهء ده روز كرده بايد نماز خود را تمام
هامش
( 1 ) - در حالى كه قائل به ترتّب ادّعا مىكرد در زمان واحد دو تكليف تحقق دارند كه از نظر رتبه با هم فرق دارند . ( 2 ) - بله در مثال وجوب توبه كه ما ذكر كرديم صورت ترتب وجود دارد ، هرچند آن‌هم از محلّ بحث ما خارج است ، زيرا تا زمانى كه امر به اقامهء صلاة باقى است ، امر به توبه پياده نمىشود و زمانى كه مىخواهد امر به توبه پياده شود ، امر به اقامهء صلاة ساقط شده است .