اين بهترين فرعى است كه مرحوم نائينى مطرح كرده و فروع ديگر ، اهميت چندانى ندارند . لذا اگر ما بتوانيم اين فرع را جواب دهيم ، در واقع كلام ايشان را جواب دادهايم .
بررسى كلام مرحوم نائينى :
قبل از بررسى كلام ايشان بايد توجّه داشت كه آنچه در اينجا به عنوان فرع فقهى مطرح مىشود بايد همهء شرايط مسألهء مورد بحث ما را داشته باشد . اين شرايط عبارتند از : 1 - اجتماع اين دو واجب در آنِ واحد ممكن نباشد ، و الّا از محلّ بحث ما خارج مىشود . « 1 » 2 - واجب دوّم ، مشروط به شرطى باشد كه آن شرطْ تأخّر رتبى از واجب اوّل داشته باشد نه تأخّر زمانى . و الّا از محلّ بحث ما خارج است . ما با مثالهاى زيادى برخورد مىكنيم كه در ابتداى امر ممكن است كسى خيال كند كه مسألهء ترتب در كار است . مثلًا كسى كه معصيت مىكند امر به صلاة را بايد فوراً توبه نمايد . بنابراين وجوب توبه ، مشروط به تحقّق معصيت در خارج است . در حالى كه كسى نمىتواند در اينجا مسألهء ترتب را مطرح كند ، زيرا امر به صلاة و امر به توبه در يك زمان نيستند . عصيان امر به صلاة هنگامى تحقق پيدا مىكند كه وقت نماز گذشته باشد و مكلّف اقدام به انجام آن نكرده باشد . در حالى كه با گذشتن وقت ، امر « أقيموا الصلاة » به سبب
هامش
( 1 ) - مثل اين كه در آنِ واحد بتواند هم ازاله را انجام دهد و هم صلاة را .