بدانيم كه مشهور قائلند يعنى اگر كسى نمازى را بهصورت فرادى خواند و پس از فراغت از آن ، جماعتى در ارتباط با همان نماز تشكيل شد ، اعاده مستحب است و اگر در وسط نمازى كه فرادى مىخواند ، جماعتى در ارتباط با آن نماز تشكيل شد ، آن نماز را تمام كرده ، سپس با جماعت اعاده كند . در اين صورت ، ما در جواب مرحوم آخوند مىگوييم : آنچه شما ( مرحوم آخوند ) مىخواهيد براى آن استدلال كنيد ، مسألهء جواز تبديل امتثال به امتثال ديگر است . و اين در جايى است كه مولا امرى وجوبى داشته باشد و عبدْ دستور مولا را انجام داده و اكنون مىخواهد آن را دوباره انجام داده و امتثال دوّم را جايگزين امتثال اوّل بنمايد . حال ما به سراغ اين روايات مىآييم تا ببينيم مدلول اين روايات چيست ؟ از اين روايات ، دو حكم استنباط مىشود : يك حكم وجوبى كه متعلّق به « طبيعت صلاة » است و يك حكم استحبابى كه متعلّق به « اعادهء صلاة بهصورت جماعت » است . امتثال حكم وجوبى به اين است كه فردى از افراد اين طبيعت در خارج تحقق پيدا كند . ولى امتثال حكم استحبابى ، ربطى به حكم وجوبى متعلّق به طبيعت صلاة ندارد . اين يك حكم استحبابى مستقل است و ربطى به ( أقيموا الصّلاة ) ندارد .
يعنى درحقيقت ، جماعتْ آنقدر داراى بركات و ثواب است كه وقتى كسى نماز خود را بهصورت فرادى خوانده و مواجه با برپايى جماعت مىشود و با خود مىگويد : « اى كاش نمازم را نخوانده بودم و با جماعت مىخواندم » . شارع مقدس در اينجا دايرهء ثواب نماز جماعت را توسعه داده و گفته است : « حتى كسى كه نمازش را فرادى خوانده ، مستحب است نماز خود را با جماعت اعاده كند » . اين چه ربطى به « تبديل امتثال به امتثال ديگر » دارد ؟ اين يك حكم استحبابى به دنبال حكمى وجوبى است . مثل اينكه مولايى به عبد خود بگويد : « براى من يك ظرف آب بياور » سپس بگويد : « اگر ظرف دوّم را هم بياورى خوب است » . در اينجا اگر عبد ظرف دوّم را آورد ، معنايش اين نيست كه ظرف دوّم جانشين ظرف اوّل شده و امتثال اوّل ، تبديل به امتثال ديگر شده باشد ، بلكه آوردن ظرف اوّل ، مربوط به حكم وجوبى و آوردن ظرف دوّم ، مربوط به حكم
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 79
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٧٩