و امر ساقط مىشود و امتثال دوّم معنايى نخواهد داشت . امتثالْ در ارتباط با امر است و وقتى امرى وجود نداشته باشد ، امتثالْ صدق نمىكند . در تعبيرات عرفى ما نيز همينطور است ، تا دستورى نباشد ، عرفْ كلمهء امتثال را به كار نمىبرد . همچنين عنوان تبديل امتثال نيز نمىتواند صحيح باشد . مسألهء تبديل امتثال داراى دو فرض است : 1 - امتثال اوّل را ناديده گرفته و بهجاى آن امتثال ديگرى را جايگزين كند . 2 - امتثال دوّم را ضميمه به امتثال اوّل كرده و مجموع آن دو را امتثال واحدى قرار دهد . شايد اين معنا با امتثال عقيب الامتثال سازگارى بيشترى داشته باشد ولى ما با عنوان آن كارى نداريم . البته ما گفتيم : تبديل امتثال در افراد عَرْضيّه مانعى ندارد ، امّا در افراد طوليّه معقول نيست و بحث ما در افراد طوليّه است . مثال : مولا نذر مىكند يك عبد آزاد كند ، در مقام وفاى به نذر هم مىتواند يك عبد را آزاد كند و هم مىتواند با يك صيغه ده عبد را آزاد كند و مثلًا بگويد : « أيّها العبيد العشرة أعتقتكم » . و يا در مثالهاى عادى ، گاهى مولا به عبدش مىگويد : « ليوان آبى بياور » و او مىرود بهجاى يك ليوان پنج ليوان مىآورد . در افراد عَرْضيه بحثى نداريم ، زيرا در مواردى كه تقييد به وحدت نيست ، آنچه مطلوب مولاست ، ظرف ماء يا عتق عبد است بدون اينكه مقيّد به وحدت باشد و ظرف ماء و عتق عبد همانطور كه در ضمن يك فرد مىتواند تحقق پيدا كند در ضمن چند فرد هم مىتواند تحقق پيدا كند .
امّا بحث ما در افراد طوليه است كه اوّل ظرف آبى در اختيار مولا قرار دهد سپس ظرف آب ديگرى براى او بياورد . آيا در اينجا امتثال مجددى تحقق پيدا مىكند ؟ به اين صورت كه امتثال اوّل ناديده گرفته شده و امتثال دوّم جايگزين آن شود و يا مجموع آن دو بهصورت امتثال واحدى درنظر گرفته شود . در ارتباط با اين بحث ، مرحوم آخوند همان تفصيلى را كه سابقاً بيان كردند در اينجا نيز مطرح مىكنند ولى با توجه به اينكه بحث ايشان در اينجا قدرى مفصّلتر
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 67
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٦٧