خصوصيات مربوط به آن اتيان كرديم ، اين امر ، گريبان ما را رها مىكند و اگر گفت :
« صلّ مع الطهارة الاستصحابيّة » و ما نماز با طهارت استصحابى را با همهء خصوصيات آن اتيان كرديم ، اين امر ، گريبان ما را رها مىكند . پيداست كه اين مسئله ، علاوه بر اينكه يك مسألهء عقلى است ، از مسائل عقلى بديهى نيز هست بلكه شايد از بداهت هم بالاتر باشد ، زيرا وقتى « صلاة با وضو » در خارج تحقّق پيدا كرد و هيچ كمبودى ازنظر تطبيق در آن وجود نداشت ، سهو و نسيان و ترك و مسامحهاى در آن تحقّق نداشت ، غرض مولا حاصل شده و بلااشكالْ امر مولا ساقط مىشود و اگر امر ساقط شد ، وجهى براى تكرار نماز وجود ندارد . در مورد « صلّ مع التيمّم » نيز اگر فرض كنيم شارع به ما اجازه داده باشد كه نماز با تيمّم را در اوّل وقت اتيان كنيم ، وقتى نماز با تيمّم ، تحقّق پيدا كرد غرض مولا در ارتباط با اين امر حاصل شده و امر ساقط مىشود و وجهى براى تكرار نماز با تيمّم وجود ندارد . همچنين وقتى نسبت به طهارت ، يقين سابق و شكّ لاحق وجود داشت و شارع به ما گفت : « صلّ مع الطهارة الاستصحابيّة » و ما نماز با طهارت استصحابى را اتيان كرديم ، غرض مولا در ارتباط با اين امر حاصل شده و امر مولا ساقط مىشود و وجهى براى تكرار نماز با طهارت استصحابيّه وجود ندارد . لذا اين مسئله ، يك مسألهء عقلى بديهى است كه از آن به إجزاء تعبير مىكنيم .
معناى إجزاء - در اينجا - اين است كه لازم نيست همين مأمور به - با همين خصوصيات - دوباره تكرار شود . ولى همانطور كه سابقاً هم اين بحث را تا حدّى ذكر كرديم و مرحوم آخوند هم يك مطلبى را مطرح كردند ، در اينجا نيز همان مطلب قبلى خود را با توضيح بيشتر و اشاره به بعضى از چيزهايى كه در شرع وارد شده - مثل نمازى كه انسان خوانده و بار ديگر با جماعت اعاده مىكند - دوباره متعرّض مىشود و الّا براساس بيانى كه عرض كرديم ، وقتى امرى امتثال شد ، ديگر نه امتثال عقيب الامتثال مىتواند معنايى داشته باشد و نه تبديل امتثال . امّا امتثال عقيب الامتثال ، صحيح نيست زيرا اگر در امتثال اوّل كمبودى وجود ندارد و واقعاً آن عمل اوّل اتّصاف به امتثال دارد ، با امتثال اوّل غرض مولا حاصل شده
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 66
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٦٦