مباحث مربوط به اجزاء
در بحثهاى گذشته گفتيم كه مبحث إجزاء داراى دو بخش است :
بخش اوّل از بحث اجزاء
بخش اوّل ، يك مسألهء عقليّه محض است و آن اين است كه آيا اتيان به مأمور به « 1 » در هر امرى - اگرچه قائل به تعدّد اوامر بشويم - نسبت به امر خودش مجزى است يا نه ؟ در صورت إجزاء ، لازم نيست آن مأمور به را دوباره در خارج اتيان كنيم . اگر گفت :
« صلّ مع الوضوء » و ما هم نماز با وضو را با همهء خصوصيّات آن خوانديم ، اين امر ، گريبان ما را رها مىكند . اگر گفت : « صلّ مع التيمّم » و ما هم نماز با تيمّم را با همهء
هامش
( 1 ) - وقتى گفته مىشود : « اتيان به مأمور به » ، اين عبارت بر اين معنا دلالت دارد كه مأمور به داراى ابهام و اجمال نيست بلكه با تمام خصوصياتش معلوم است . هم از نظر تشخيص روشن است و هم از نظر تطبيق بر خارج ، نقصانى در آن وجود ندارد . كلمهء « على وجهه » مسألهء تطبيق را مطرح مىكند . يعنى اگر مأمور به را آنگونه كه بايد انجام داد ، در خارج اتيان كنيم ، نسبت به امر خودش مجزى است يا نه ؟