يعنى شارع وقتى وضو را شرط صلاة قرار داده ، فرموده است : « اين وضو هم براى نماز واجب شرطيت دارد و هم براى نماز مستحبى » و بحث ما در خود شرطيت نيست بلكه ما در حكم شرط بحث داريم . وقتى وضو شرطيت دارد و نماز شب هم مستحب است ، كسى ما را الزام به وضو گرفتن و نماز شب خواندن نمىكند امّا اگر اراده كرديم نماز شب بخوانيم بايد بدانيم كه وضو شرط است . بهعبارت ديگر : بحث ما در باب مقدّمهء واجب ، اوّلًا : مربوط به بعد از احراز مقدّميت و ثانياً : در ارتباط با حكم غيرى متعلّق به مقدّمه است . امّا اين وجوب شرطى كه در باب وضو نسبت به صلاة مطرح است ، مربوط به مرحلهء مقدّميت است . وجوب شرطى ، يعنى اين چيز شرط است و نماز متوقّف برآن است و بحث ما مربوط به حكم غيرى مقدّمه است و اين بحث ، بعد از احراز مقدّميت مطرح مىشود . پس از احراز شرطيت ، قائل به ملازمه در باب مستحب مىگويد :
« وضو ، مستحب غيرى است » در عين اينكه وضو واجب شرطى است . بنابراين وضو داراى دو حكم است : 1 - وجوب شرطى ، چون جنبهء مقدّميت دارد . 2 - استحباب غيرى ، چون بين استحباب ذى المقدّمه و استحباب غيرى مقدّمه ملازمه وجود دارد .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 629
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٦٢٩