تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 605

مساهمون:

ص٦٠٥
عملى را انجام دهد نمىشود ارادهء او به اجتماع ضدّين تعلق گيرد ، به‌همين‌جهت ، تعلّق ارادهء تشريعيّه به تحقّق اجتماع ضدّين هم ممتنع است و نمىتواند دستورى نسبت به اجتماع ضدّين صادر كند . در ما نحن فيه هم اگر كسى بخواهد به ارادهء فاعلى و تكوينى خودش يك ذىالمقدّمه‌اى را انجام دهد - در حالى كه مىداند اين ذى المقدّمه ، داراى مقدّمه يا مقدّماتى است - امكان ندارد كه اراده فاعلى به مقدّمه تعلق نگيرد . امكان ندارد « بودن بر پشت بام » را اراده كرده باشد ولى نسبت به « نصب نردبان » هيچ‌گونه اراده‌اى نداشته باشد ، با اينكه مىداند بدون « نصب نردبان » امكان تحقق « بودن بر پشت بام » وجود ندارد . حال با توّجه به اينكه ارادهء تشريعيّه ، تابع ارادهء تكوينيّه است ، بايد بگوييم : همان‌طور كه اگر مولا خودش مىخواست ذى المقدّمه را انجام دهد ، به ناچار بايد اراده‌اى هم نسبت به مقدّمه داشته باشد ، در جايى هم كه مىخواهد دستورى صادر كند و ارادهء تشريعيّه‌اش به تحقق چيزى تعلّق بگيرد ، بايد اراده‌اى هم نسبت به مقدّمه داشته باشد . در نتيجه بين وجوب ذى المقدّمه و وجوب مقدمه ، ملازمه وجود دارد . البته مرحوم آخوند اين دليل را مطرح نكرده است . اوّلًا : تبعيت ارادهء تشريعيّه از ارادهء تكوينيّه مجرّد ادّعاست . و مستدلّ ، دليلى براى آن مطرح نكرده است . ثانياً : بين ارادهء تشريعيّه و ارادهء تكوينيّه ، فرق وجود دارد . توضيح : در مباحث گذشته ، بحثى مطرح كرديم كه به طور كلّى ، حتى در ارادهء تكوينيّه و فاعلى ، وقتى انسان انجام ذىالمقدّمه‌اى را اراده مىكند و به دنبال آن ، مقدّمه را اراده مىكند ، آيا ارادهء متعلّق به مقدّمه ، معلول ارادهء متعلّق به ذى المقدّمه