تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 601

مساهمون:

ص٦٠١
و امسحوا برءوسكم و أرجلكم إلى الكعبين و إن كنتم جنباً فاطّهروا و إن كنتم مرضى أو على سفرٍ أو جاء أحد منكم من الغائط أو لامستم النساء فلم تجدوا ماءً فتيمّموا صعيداً طيباً فامسحوا بوجوهكم و أيديكم منه . . . ) « 1 » ملاحظه مىشود همان‌طور كه صلاة متعلّق امر مولوى شرعى قرار گرفته ، وضو و غسل و تيمم هم متعلّق امر مولوى شرعى قرار گرفته‌اند تنها تفاوتى كه وجود دارد اين است كه صلاة ، وجوبش نفسى است و تعليقى در آن وجود ندارد ولى وضو و غسل و تيمم وجوبشان غيرى است و جنبهء تعليق در آن مطرح است و وجوب آنها به جهت وجوب صلاة است . نفسى و غيرى بودن ، عبارت ديگرى از ذى المقدّمه و مقدّمه بودن است . ممكن است كسى بگويد : اين حرف در مورد مقدّماتى چون وضو و غسل و تيمم كه متعلّق امر مولوى شرعى قرار گرفته‌اند قابل قبول است ولى مقدماتى كه مأمور به نيست خارج از دايرهء وجوب مولوى است . در پاسخ مىگوييم : مأمور به قرار گرفتن وضو براى اين است كه وضو به عنوان مقدّمه براى صلاة مأمور به است و « لا صلاة إلّا بطهور » . پس وقتى ملاك وجوب شرعى مولوى مقدّمى براى ما مشخص شد ، بايد حكم را تعميم داده و بگوييم : « هر چيزى كه مقدّميت براى صلاة دارد و صلاة نمىتواند بدون آن تحقّق پيدا كند ، وجوب شرعى مولوى پيدا مىكند » . « 2 » : مسألهء وجدان چيزى نيست كه انسان بتواند آن را اثبات كرده يا نفى نمايد . و برهانى بر وجود يا نفى آن دلالت نمىكند . بلكه مسألهء وجدان شبيه مسألهء تبادر است . بعضى مىگويند : « متبادر از « صعيد » مطلق وجه الارض است » . و بعضى مىگويند :
هامش
( 1 ) - المائدة : 6 ( 2 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 200 و 201
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 601 | الشيخ فاضل اللنكراني