داشته باشد ، اين ملازمه در فعليت هم اثر دارد ، يعنى اگر فعليت داشته باشد ، شارع از وجوب وضو صرف نظر نكرده است . در اين صورت شما چطور مىتوانيد استصحاب عدم وجوب را جارى كنيد ؟ بنابراين اگرچه انسان در ابتدا خودش را شاك مىبيند و حالت سابقهء عدميّه هم وجود دارد ولى آن خصوصيتى كه در جريان اصل عملى اعتبار دارد در اينجا وجود ندارد و نمىتوان به استصحاب تمسك كرد . « 1 » بيان مرحوم بروجردى اگرچه ناظر به كلام مرحوم آخوند نيست ولى توجيه خوبى براى كلام ايشان مىباشد و مىتواند جواب از اشكالى كه بر مرحوم آخوند وارد شده قرار گيرد .
بحث سوم : آيا بين وجوب يك شىء و وجوب مقدّمهء آن ملازمه وجود دارد ؟
در اينجا چند نظريه وجود دارد :
نظريهء اوّل : قول به ملازمه
قائلين به اين نظريه ، براى اثبات مدّعاى خود دلايلى را اقامه كردهاند :
دليل اوّل :
مرحوم آخوند فرموده است : ادلّهاى كه بر ملازمه اقامه شده داراى اشكال است و بهترين دليل اين است كه ما مسئله را به وجدان واگذار كنيم و ببينيم وقتى يك مولاى آمر ، امرى را در ارتباط با چيزى صادر مىكند و مىداند كه آن چيز داراى مقدّمه يا
هامش
( 1 ) - نهاية الاصول ، ج 1 ، ص 196 و 197