تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 561

مساهمون:

ص٥٦١
: حضرت امام خمينى رحمه الله در امثال اين موارد مطلبى مىفرمودند كه خوب است در اينجا مورد توجّه قرار گيرد . ايشان مىفرمودند : فرق گذاشتن بين جهات تعليليه و جهات تقييديه به اينكه جهات تعليليه به هيچ عنوان رجوع به تقييد نمىكند و - همان‌طور كه ما گفتيم - مانند يك شخص ثالث نقش واسطه را دارد ، چنين فرقى در مسائل عقليه قابل قبول نيست . در مسائل عقليه ، همهء جهات تعليليه ، به جهات تقييديه برگشت مىكند . دليل اين مطلب ، همان چيزى است كه ما در جواب از مرحوم عراقى و مرحوم حائرى مطرح كرديم . ما گفتيم : وجوب غيرى مقدّمه از راه ملازمهء عقليه ثابت مىشود « 1 » و مسألهء مقدّمهء واجب مسأله‌اى عقلى است و هيچ شائبهء غير عقلى بودن در مورد آن وجود ندارد . در اين صورت ، عقل مىخواهد بگويد : « من مىخواهم درك كنم كه بين وجوب نفسى « بودن بر پشت بام » و وجوب غيرى « نصب نردبان » ملازمهء قطعيهء عقليه تحقق دارد » . اگر ما از عقل سؤال كنيم آيا اين وجوب غيرى متعلّق به نصب نردبان ، به مطلق نصب نردبان تعلّق گرفته يا به آن « نصب نردبان » ى تعلّق گرفته كه موصل به ذى المقدّمه باشد يعنى مكلّف ، ذى المقدّمه را به دنبال آن انجام دهد ؟ اينجا اهمال معنا ندارد ، زيرا مقام ، مقام اثبات نيست كه عقل بگويد : « نمىدانيم دليل چه اقتضايى دارد و مفاد دليل چيست ؟ » اين مطلب بايد به حسب مقام ثبوت مشخص باشد ، آن‌وقت عقل يا مىگويد كه وجوب غيرى مترتب بر ذات مقدّمه است و مسألهء توصّل به ذى المقدّمه مطرح نيست و يا اينكه اگر پاى توصّل به ميان آمد ، راهى غير از مسألهء قيديت تصوّر نمىشود .
هامش
( 1 ) - يادآورى : در مسألهء مقدّمهء واجب كه ما ملازمه را مطرح مىكنيم طرفين ملازمه ، دو امر شرعى مىباشند ولى حاكم به ملازمه عبارت از عقل است بنابراين نزاع در يك مسألهء عقلى محض است .